قسمتی از اشعار ایشون:

قدرت کردگار می بینم *** حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم *** بلکه از کردگار می بینم
ازسلاطین گردش دوران *** یک به یک را سوار می بینم
هر یکی را به مثل ذره نور *** پرتوی آشکار می بینم
.........
..........
.........
شه چو بیرون رود زجایگاهش *** شاه دیگر بکار می بینم ///(خروج احمدشاه وآغازسلطنت رضاخان)
احتساب وحساب درعهدش *** سست وبی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت وتزویر *** براعاظم شعار می بینم
دولتش بی حساب میدانم *** مکنتش بی حساب می بینم
درحقیقت شهی بود ظالم *** عاری از گیرودار می بینم
علمای زمان او دائم *** همه را تارومار می بینم
دایم اسبش بزیر زین طلا *** کمتران را سوار می بینمم
جنگ سختی شود تمام جهان *** کوه وصحرا تبار می بینم /// (جنگ جهانی دوم)
کاروبار زمانه وارانه ***قحط و هم ننگ وعارمی بینم /// (قحطی وحضورنیروهای اشغالگردرایران)
عدل وانصاف در زمانه وی *** همچو هیمه بنار می بینم
کهنه رندی به کار اهریمنی *** اندرین روزگار می بینم /// (اشاره به استعمار انگلستان)
معتصف برصفات سلطان است *** لیک من گرگ وار می بینم
جون دو ده سال پادشاهی کرد *** شهیش را تبار می بینم /// ( تبعید رضا شاه ازایران)
پسرش چون به تخت بنشیند *** بوالعجب روزگار می بینم ///( آغاز سلطنت محمد رضا)
نوجوانی مثال سروبلند *** رستمش بنده وارمی بینم
درامورشهی است بی تدبیر*** لیکنش بخت یار می بینم
بس فرو مایگان بی حاصل *** حامل کاروبار می بینم
شور وغوغای دین شود پیدا *** سر بسر کارزار می بینم /// (انقلاب اسلامی)
بندگان جناب حضرت او *** سر بسر تاجدار می بینم /// (اشاره به رئیس جمهور در ایران)
تا سی و اند سال ای برادر جان *** دور آن شهریار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد *** لشگری راسوار می بینم
قائم شرع آل پیغمبر *** بجهان آشکار می بینم
(م ح م د) می خوانند *** نام آن نامدار می بینم
........
..........
.........
نه درودی بخود همی گویم *** بلکه از سر یار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی *** همه را در کنار می بینم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٩