قدرت کردگار می بینم ***** حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم ***** بلکه از کردگار می بینم
ازسلاطین گردش دوران ***** یک به یک را سوار می بینم
هر یکی را به مثل ذره نور ***** پرتوی آشکار می بینم
.........
..........
.........
بعداز آن دیگری فنا گرردد ***** شاه دیگر بکار می بینم
که محمد بنام او باشد ***** تیغ او آب دار می بینم
چهارده سال پادشاهی او***** دولتش کامکار می بینم
سال کز مرغ می شود پیدا ***** فوت او آشکار می بینم
بعداز آن دیگری فنا گرردد ***** شاه دیگر بکار می بینم
ناصرالدین به نصرت دوران ***** چارده هشت سال می بینم
روز جمعه زشهر ذیقعده ***** تن او در مزارمی بینم
شاه دیگر بکار می آید ***** شاهیش ناگوارمی بینم
چهارشنبه زشهر ذیقعده ***** مرگ او آشکار می بینم
بعدازآن دیگری فنا گرردد ***** پسرش یادگار می بینم
غین وده دال چون گذشت ازسال***** بوالعجب روزگارمی بینم ////////(1350 هجری قمری)
گرد آیینه است سیر جهان ***** گرد ورنگ وغبار می بینم
شه چو بیرون رود زجایگاهش ***** شاه دیگر بکار می بینم /////////(خروج احمدشاه وآغازسلطنت رضاخان)
احتساب وحساب درعهدش ***** سست وبی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت وتزویر ***** براعاظم شعار می بینم
دولتش بی حساب میدانم ***** مکنتش بی حساب می بینم
درحقیقت شهی بود ظالم ***** عاری از گیرودار می بینم
علمای زمان او دائم ***** همه را تارومار می بینم
دایم اسبش بزیر زین طلا ***** کمتران را سوار می بینمم
جنگ سختی شود تمام جهان ***** کوه وصحرا تبار می بینم /////// (جنگ جهانی دوم)
کاروبار زمانه وارانه ***** قحط و هم ننگ وعارمی بینم //// (قحطی وحضورنیروهای اشغالگردرایران)
عدل وانصاف در زمانه وی ***** همچو هیمه بنار می بینم
کهنه رندی به کار اهریمنی ***** اندرین روزگار می بینم ///////// (اشاره به استعمار انگلستان)
معتصف برصفات سلطان است ***** لیک من گرگ وار می بینم
جون دو ده سال پادشاهی کرد ***** شهیش را تبار می بینم ///////// ( تبعید رضا شاه ازایران)
پسرش چون به تخت بنشیند ***** بوالعجب روزگار می بینم /////// ( آغاز سلطنت محمد رضا)
غارت وقتل مردم ایران ***** دست خارج بکار می بینم
نوجوانی مثال سروبلند ***** رستمش بنده وارمی بینم
درامورشهی است بی تدبیر***** لیکنش بخت یار می بینم
بس فرو مایگان بی حاصل ***** حامل کاروبار می بینم
شور وغوغای دین شود پیدا ***** سر بسر کارزار می بینم ////////// (انقلاب اسلامی)
دولت مردو زن رود به فنا ***** حال مردم فکار می بینم
بعداز آن شاهی از میان برود ***** دولتی پایدار می بینم
نایب مهدی آشکار شود ***** نوع عالی تبار می بینم ///////// ( امام خمینی وتشکیل جمهوری اسلامی)
پادشاهی تمام دارنده ***** سروری با وقار می بینم
بندگان جناب حضرت او ***** سر بسر تاجدار می بینم ///////// (اشاره به رئیس جمهور در ایران)
تا چهل سال ای برادر جان ***** دور آن شهریار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد ***** لشگری راسوار می بینم
قائم شرع آل پیغمبر ***** بجهان آشکار می بینم
(م ح م د) می خوانند ***** نام آن نامدار می بینم
در کمربند آن سپهر وقار ***** تیغ چون ذوالفقار می بینم
سمت مشرق زمین طلوع کند ***** گور دجال زار می بینم
رنگ یک چشم او بچشم کبود ***** خری بر خر سوار می بینم
هر قدم ازخرش بود میلی ***** دورگردون غبارمی بینم //////////// (منظورامواج رادیویی وماهواره ها است)
آل سفیان همه طلوع کنند ***** همه کس را فکار می بینم
هم مسیح از سما فرود آید ***** پس کوفه غبار میبینم
آل سفیان تمام کشته شوند ***** با هزاران سوار می بینم
از دم تیغ عیسی مریم ***** قتل دجال زار میبینم
مسکنش شهرکوفه خواهد بود ***** دولتش پایدار می بینم
زینت شرع دین از اسلام ***** محکم واستوار می بینم
کار داران نقد اسکندر ***** همه در راه کار می بینم
نه درودی بخود همی گویم ***** بلکه از سر یار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی ***** همه را در کنار می بینم


من کلام ایضاً

قدرت کردگار میبینم ***** حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم ***** بلکه از کردگار می بینم
غ ش دال چون گذشت ازسال ***** بوالعجب روزگار می بینم /////////// (1304 هجری قمری)
ازشهنشاه ناصرالدین شاه ***** شیونی بیمدار می بینم
در شب شنبه ماه ذیقعده ***** تن او بر کنار می بینم
بعد از آن شه مظفرالدین را***** تو بدان برقرار می بینم
از الف تا بدال می گویم ***** شاهیش را مدار می بینم
چون گذشت از سریر دولت او ***** تو ببین من دو بار می بینم
درخراسان ومصروشام وعراق ***** فتنه و کارزار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار ***** در یمین و یسار می بینم
غارت وقتل لشگر بسیار ***** درمیان وکنار می بینم
بعدازاین شه چورفت از پایان ***** سیدی تاجدار می بینم
نایب مهدی آشکار شود ***** بلکه من آشکار می بینم
متصف بر صفات سلطانست ***** لیک درویش وار می بینم
بلکه ویرانه ای پرازگنج است ***** کش سعادت شعار می بینم
دوش شیخ عابد ثانی ***** هم جنید اعتبار می بینم
همچو مولی جلال الدین مولا ***** شمس تبریزوار می بینم
گوهر شبچراغ بهرکمال ***** آن در شاهوار می بینم
با کرامات جامع آداب ***** آصف روزگار می بینم
بندگان جناب حضرت او ***** سربه سر تاجدار می بینم
از قماش متاع چین و فرنگ ***** عالمی چون نگار می بینم
بر فلک رفته معنی قرآن ***** صورتش زرنگار می بینم
دور آن چون شود تمام بکام ***** پسرش یادگار می بینم
بعد ازآن خود امام خواهد بود***** صاحب ذالفقار می بینم
پادشاه تمام دانایی ***** سروری با وقار می بینم
صورت وسیرتش چو پیغمبر ***** علم وحلمش تمام می بینم
ترک اغیار مست می نگرم ***** ختم روز خمار می بینم
زینت شرع ورونق اسلام ***** محکم واستوار می بینم
گنج کسری و نقد اسکندر ***** همه بر روی کار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی ***** همه را در کنار می بینم


من کلام ایضاً رباعیه

در الف وثلاثین دو قران می بینم ***** وزمهدی و دجال نشان می بینم
یا ملک شود خراب یا گردد دین ***** سربست نهان ومن عیان می بینم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٩