آیا پیش‌گویی ممکن است؟

نظریه همه‌چیز باید بتواند این امکان را به‌شخصی که جهان ما را ندیده است، بدهد که همه چیز را پیش‌گویی کند. با چنین نظریه‌ای شاید بشود خورشیدها و سیارات و کهکشان‌ها و سیاه‌چاله‌ها و کوزارها را پیشگویی کرد. اما آیا می‌شود به‌وسیله آن برنده مسابقه اسب‌دوانی سال أینده ایالت کنتاکی را پیشگویی کنیم؟ آیا این پاسخ قابل اعتماد است؟ نه‌چندان!

محاسبات لازم برای بررسی همه داده‌های جهان بطور مضحکی بسیار فراتر از ظرفیت هر کامپیوتر قابل تصوری خواهد بود.

هاوکینگ می‌گوید که گر چه ما می‌توانیم معادلات حرکت دو جسم را با استفاده از نظریه نیوتن محاسبه کنیم، اما نمی‌توانیم همین محاسبات را دقیقاْ برای حرکت سه‌جسم انجام دهیم! علت آن نیست که قوانین نیوتن در مورد بیش از دو جسم صادق نیستند. بلکه پیچیدگی ریاضی معادلات کار را سخت می‌کند. لازم به یادآوری هم نیست که در جهان واقعی با بیش از سه جسم روبرو هستیم.

ما در خصوص سلامتی خود نیز با وجود این که به شالوده اصول دانش پزشکی، شیمی، بیولوژی بسیار مسلط هستیم، نمی‌توانیم پیش‌گویی کنیم. در اینجا نیز مساله آن هست که میلیاردها میلیارد رویدادهای جزئی در سیستم بدن انسان وجود دارد.

با دستیابی به نظریه همه چیز ما هنوز به طرز گیج‌کننده‌ای از پیش‌گویی همه‌ چیزها دور خواهیم بود. حتی اگر اصول زیربنایی ساده و به‌خوبی فهمیده شده باشند، نحوه عملکرد آن‌ها فوق‌العاده پیچیده است. پس این که چه اسبی در مسابقه اسب‌دوانی سال آینده کنتاکی برنده می‌شود، با نظریه همه‌چیز قابل پیشگویی است. اما هیچ کامپیوتری نمی‌تواند تمام داده‌های این پیشگویی را در خود جای داده و معادلات آن را حل کند. آیا این درست است؟

آری و خیر! زیرا یک مسئله دیگر باقی است! اصل عدم قطعیت مکانیک کوانتومی!!! در سطح بسیار ریز یعنی سطح کوانتومی جهان، اصل عدم قطعیت توانایی ما را برای پیش‌گویی رویدادها بسیار محدود می‌کند.

ساکنان عجیب و گرفتار دنیای کوانتوم‌ یعنی فرمیون‌ها و بوزون‌ها را در نظر بگیرید. این‌ها باغ‌وحش عظیمی از ذرات را تشکیل می‌دهند. الکترون‌ها و پروتونها و نوترونها در میان فرمیون‌ها وجود دارند. هر پروتون و نوترون به نوبه خود از سه کوارک که آن‌ها هم فرمیون هستند، تشیل شده است. بعد بووزن‌ها را داریم. فوتون‌ها پیام‌رسان نیروی الکترومنیتیک، گراویتون‌ها پیام‌رسان نیروی جاذبه، گلوئون پیام‌رسان نیروی قوی و wها و Zها پیام‌رسان نیروی ضعیف هستند. دانستن این که این‌ها و خیلی از موجودات شبیه آن‌ها کجا هستند؟ به کجا می‌روند؟ و با چه سرعتی می‌روند، ممکن است ما را یاری کند. اما آیا می‌توانیم این چیزها را بدانیم؟ ارنست راترفورد در اوایل قرن بیستم در آزمایشگاه کاوندیش کمبریج، مدلی از اتم را ارائه داد که در آن الکترونها در مدارهایی شبیه مدار سیارات به دور خورشید، دور هسته اتم می‌گردند. ما اکنون می‌دانیم که مدارات الکترونها را نمی‌توان به این دقت و وضوح رسم کرد. بهتر اسن بجای آن مدار الکترون‌ها را بصورت پراکنده و نامشخص شبیه ابری در اطراف هسته تصور کنیم. این وضعیت در مورد همه ذرات دیگر هم به همین شکل است. اصل عدم قطعیت همانطور که گفته شد، می‌گوید که نمی‌توان با دقت به‌طور همزمان مکان و سرعت یک ذره را تعیین کرد. موضوع مثل الاکلنگی است که پایین رفتن یک سمت آن، منجر به بالا رفتن سمت دیگر می‌شود. هر چه سرعت را دقیق‌تر اندازه بگیریم دقتمان در تعیین مکان ذره کمتر می‌شود و برعکس هر چه مکان دقیق‌تر پیش‌بینی شود، سرعت ذره را با دقت کمتری می‌توان تعیین کرد. در دنیای کوانتوم موشکافی بیشتر به ویرانی می‌انجامد. برای توصیف مدار یک ذره بهترین راه آن است که همه راه‌هایی را که آن ذره می‌تواند حرکت کند، بررسی و محاسبه کنیم. این عمل ما را به مبحث احتمالات می‌کشاند. در نهایت فقط می‌توانیم بگوییم که این ذره احتمال دارد در فلان مسیر حرکت کند و احتمال دارد فلان‌جا باشد. با تمامات ابهامات چنین راهی، استفاده از آن اطلاعات مفیدی به ما می‌دهد.

در فیزیک کوانتومی فیزیک‌دانان راه‌های ماهرانه‌ای ابداء کرده‌اند تا زیرکانه ذرات را مشاهده کنند. اما کارشان بی‌ثمر مانده است. علت آن نیست که ما هوشیارانه عمل نکردیم یا بهترین ابزار مشاهده و اندازه‌گیری را به‌کار نگرفته‌ایم. دنیای ذرات حقیقتاْ مبهم و غیر قطعی است.

تعجب‌آور نیست که هاوکینگ در سخنرانی لوکاشین خود از مکانیک کوانتومی به عنوان «نظریه‌ای در باره آن‌چه نمی‌دانیم و نمی‌توانیم پیش‌گویی کنیم» یاد کرد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۳