تقدیم اعتدالین (Precession of the equinoxes)

کره زمین یک کره دقیق و کامل نیست و کمی به تخم‌مرغ شباهت دارد، یعنی قطر دایره کره زمین از قطب شمال تا قطب جنوب نسبت به قطر دایره زمین در نواحی خط استوا کمتر است. این نامنظمی همراه با اثر نیروی جاذبه خورشید و ماه باعث می‌گردد که محور زمین که دور آن، زمین هر 24 ساعت یک بار می‌چرخد، به حالت لرزش دربیاید. اگر محور زمین را به‌طور فرضی امتداد دهیم، خط محور امتداد یافته، به علت لرزش محور، یک دایره کوچک به اندازه °5/   23  (بیست و سه و نیم درجه) درجه بر سقف آسمان می‌کشد که این دایره کوچک همراه با خط محور امتداد یافته به یک مخروط شباهت دارد. این لرزش محور باعث می‌شود که منطقه‌البروج برجی، نسبت به منطقه‌البروج نجومی جابه‌جا شود و در طی 26000 سال یک‌بار دور هم بچرخند. به‌عبارت دیگر، نقطة اعتدال بهار نسبت به ثوابت در یک پیشروی رجعی بسیار آهسته‌ای قرار گرفته است و مانند یک سیاره در امتداد دایره‌البروج در حالت حرکت می‌باشد ولی حرکت آن به‌صورت رجعی است و بعد از 26000 سال و طی کردن همه 12 برج یک دور کامل انجام خواهد داد. در حال حاضر این اختلاف به میزان حدود º23 تا º25 درجه می‌باشد.

کره ماه

برای ناظری که از سطح زمین به ماه می‌نگرد چنین به‌نظر می‌رسد که ماه در مداری به دور زمین می‌چرخد که هر یک دور کامل آن نسبت به ستارگان حدود 5/27 روز به طول می‌انجامد. این دور تناوب را ماه نجومی (Sidreal month) می‌نامند. در این مدت، زمین در مدار خودش به حرکت ادامه می‌دهد به‌طوری که موضع خورشید نسبت به ستارگان تغییر می‌کند. از این‌رو برای این‌که ماه موضع خود را نسبت به خورشید به‌دست آورد باید فاصله بیشتری طی کند. فاصلة زمانی لازم برای بازگشت ماه به موضع قبلی‌اش نسبت به خورشید، ماه هلالی (Synodic month) نام دارد و حدود 30 روز طول می‌کشد. ماه و خورشید (زمین) برای تفسیر زیج‌های گرافیکی از بیشترین اهمیت برخوردار است.

موقعی که ماه و خورشید دقیقاً در یک سمت کره زمین قرار گرفته باشند در این حالت، کره ماه نمی‌تواند نور خورشید را به زمین منعکس کند و بنابراین قابل رویت نیست. در این روز، ماه نو است. پانزده روز بعد، ماه در یک سمت کره زمین قرار می‌گیرد و خورشید در سمت دیگر و فاصلة زاویه‌ای ماه نسبت به خورشید به میزان º180 درجه می‌باشد. در این حالت، ماه با کل صورت خود، نور خورشید را منعکس می‌کند و ما کره ماه را به ‌شکل کامل ‌می‌بینیم و آن روز را روز کامل ‌می‌نامیم.

 در این شکل  ، کره زمین در دو موقعیت مختلف قرار گرفته است. در موقعیت دوم، کره زمین به اندازه حدود سی روز و سی درجه زاویه‌ای حرکت کرده است. به علت این‌که زمین در این مدت به اندازه سی درجه حرکت کرده است لذا کره ماه باید حدود 2/1 2 روز بیشتر طی کند تا دوباره با خورشید و زمین روی یک خط مستقیم بیفتد و به حالت ماه کامل دربیاید.

 

خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی

کره ماه طی هر 5/27 روز (دور کامل) دو بار خط دایره‌البروج را قطع می‌کند. یک بار وقتی‌که از سمت جنوب به سمت شمال و یک بار وقتی‌که از شمال به جنوب حرکت می‌کند. این دو نقطه که با فاصلة زاویه‌ای º180 درجه روبه‌روی همدیگر قرار گرفتند گره صعودی و گره نزولی یا رأس و ذنب نامیده می‌شوند. در این دو نقطه عرض سماوی ماه همیشه صفر درجه است. رأس و ذنب در استرولوژی، دین و فلسفه هندیان اهمیت زیادی دارد و به‌عنوان «سیارات سایه‌ای» شناخته شده‌اند. رأس و ذنب مانند سیارات دیگر در منطقه‌البروج حرکت می‌کنند ولی حرکت آنها همیشه به سمت عقب یعنی رجعی است و در طی حدود 5/18 سال یک دور کامل انجام می‌دهند و از همه برج‌ها عبور می‌کنند. هر وقت قرص ماه جلو خورشید باشد آن وقت خورشید‌گرفتگی یا کسوف رخ می‌دهد. بنابراین لازم است که کره ماه دارای همان طول و عرض سماوی مانند خورشید باشد. از آنجایی‌ که مسیر خورشید به‌عنوان مرجع قرار گرفته است، عرض خورشید همیشه صفر درجه است و عرض سیارات نسبت به این خط مسیر خورشید تعیین می‌شوند. عرض کره ماه تنها در زمانی به صفر می‌رسد که در یکی از این گره‌های صعودی یا نزولی قرار گرفته باشد. لذا برای این‌که خورشید و ماه هم‌عرض شوند لازم است که خورشید در محل رأس یا ذنب قرار بگیرد. هر شش ماه، خورشید در چنین موقعیتی است و بنابراین هر شش ماه امکان خورشیدگرفتگی یا  ماه گرفتگی وجود دارد. خورشیدگرفتگی همیشه در روز ماه نو رخ می‌دهد. طی یک سال، 12 بار ماه نو می‌شود ولی هر ماه نو همراه با کسوف نیست؛ زیرا خورشید به حد کافی در نزدیکی رأس یا ذنب قرار نگرفته است و این باعث می‌شود که قرص ماه از بالا یا پایین قرص خورشید عبور کند و جلو خورشید را نگیرد. پدیدة ماه‌گرفتگی یا خسوف زمانی رخ می‌دهد که کره زمین سایه خود را بر روی ماه کامل بیندازد. پانزده روز بعد یا قبل از خورشیدگرفتگی امکان ماه‌گرفتگی وجود دارد؛ زیرا خورشید هنوز در نزدیکی رأس یا ذنب قرار گرفته است. همان‌طور که کسوف فقط در روز ماه نو امکان‌پذیر است، خسوف فقط در روز ماه کامل امکان‌پذیر است. اگر زاویه بین خط گره‌ها (رأس و ذنب) و خورشید یا ماه از º12 درجه و ´15 دقیقه بیشتر باشد امکان تشکیل ماه‌گرفتگی کلی وجود ندارد در حالی که اگر این زاویه کمتر از º9 درجه و ´30 دقیقه باشد باید ماه‌گرفتگی رخ دهد. اگر زاویة مذکور بیشتر از º18درجه و ´31 دقیقه باشد، خورشیدگرفتگی صورت نخواهد گرفت. در حالی که اگر این زاویه از º15 درجه و ´31 دقیقه کمتر باشد یک خورشیدگرفتگی باید رخ دهد. در مکتب‌های استرولوژی یا مذهبی خاور دور و میانه، بخصوص در هند، روز کسوف و خسوف یک روز شومی است.

 

 Aspects   (جنبه‌ها)  در استرولوژی

 Aspects (نظر، جنبه) در استرولوژی به معنی موقعیت سیارات نسبت به همدیگر می‌باشد یا به‌عبارت دیگر، زوایة ی  که آنها نسبت به همدیگر دارند. در استرولوژی این زاویه‌ها دارای اهمیت زیادی هستند. بخصوص در استرولوژی غربی. در زیر مهمترین زاویه‌ها که در این کتاب مورد توجه قرار می‌گیرند  ارائه می‌شوند.

 

 

 

 

ساختار تقویم‌های نجومی   

شکل شماره 6

 

 

 

 

شکل شماره 6 نشان می‌دهد که این تقویم‌ها به چه صورتی ساخته شده‌اند. در این شکل، منظومه شمسی به‌صورت زمین مرکزی  ارائه می‌شود. از دیدگاه زمین، همه سیارات دور زمین حرکت می‌کنند. تنها استثنا، عطارد و زهره هستند؛ زیرا آنها دور خورشید و همراه با خورشید دور زمین حرکت می‌کنند. همه این حرکات توسط تقویم‌ها به‌صورت گرافیکی نمایان می‌شوند. در این شکل به نسبت حقیقی فواصل سیارات از همدیگر توجه قایل نمی‌شود (برای نسبت حقیقی فواصل به شکل شماره 2 مراجعه شود). این تقویم‌‌ها در اصل ذیج‌های گرافیکی هستند که موقعیت سیارات را توسط نشان دادن تاریخ ورود و خروج آنها از برج‌ها  ارائه می‌دهد. موقعیت سیارات طبق استاندارد مبتنی بر «دستگاه مختصات  دایره‌البروجی  زمین مرکزی» (Geocentric ecliptical system) می‌باشند، یعنی موقعیت سیارات بر حسب دایره‌البروج برجی از دیدگاه زمین مرکزی  ارائه می‌شوند. طبق شکل 6 هر سیاره دارای یک ستون خاصی در این تقویم است. پنج ستون اول به ترتیب مربوط به کره ماه، خورشید، عطارد، زهره و مریخ می‌باشد. پنج ستون دیگر مربوط به سیارات دیگر هستند و ستون‌ها بر حسب فاصله سیارات از مرکز کنار هم گذاشته شده‌اند. در تقویم سالانه آخرین ستون که کمی فاصله از بقیه دارد مربوط به موقعیت رأس (گره صعودی کره ماه) که برای تعیین خسوف و کسوف لازم است می‌باشد. عددهای یک تا دوازده نشان می‌دهد که سیاره در چندمین برج قرار گرفته است. همان‌طور که قبلاً ذکر شد به هر برج یا بهتر بگوییم به هر یک از مثلث‌های چهارگانه یک رنگ خاصی اختصاص شده است و این رنگ‌ها  بعداً به تفسیر تقویم‌ها سهولت می‌بخشند.

موقعیت سیارات برای ساعت 12 ظهر (G.M.T) یعنی ساعت 12 ظهر در شهر گرینویچ (Greenwich) محاسبه شده است (G.M.T مخفف Greenwich Mean Time یعنی «زمان متوسط گرینویچ» است و مرجع زمان جهانی می‌باشد) و با ساعت 30/15 در ایران مطابقت دارد. اطلاعات فوق فقط در مورد کره ماه کمی دارای اهمیت است؛ زیرا کره ماه خیلی سریع حرکت می‌کند و حدود هر دو روز و چند ساعت به‌طور متوسط از یک برج به برج دیگری عبور می‌کند. رنگ سیاه نشان می دهد که  زاویه فاصله بین قمر و خورشید 180 درجه  (ماه کامل) یا ضفر درجه (ماه نو) است.

در  ضمیمه 1 ، داده‌هایی که مربوط به سیارات هستند فهرست گردیده‌اند. طبق این جدول ملاحظه می‌شود که مثلاً عطارد در هر 88 روز یک بار دور خورشید (خورشید مرکزی) حرکت می‌کند و از 12 برج عبور می‌کند و از دید زمین (زمین مرکزی) به‌طور متوسط هر سال یک بار از همه 12 برج عبور می‌کند و حداکثر تمایل مدار این سیاره به مقدار 7 درجه است و فاصله متوسط به میزان 387/0 A. U است یعنی حدود یک سوم فاصله زمین از خورشید و دیگر ملاحظه می‌شود که در هر 4 ماه به مدت حدود 24 روز حرکت رجعی دارد (طبق زمین مرکزی) و به اندازه 11 درجه به سمت عقب حرکت می‌کند.  در ردبف 11ام ،‌ جرم سیارات بر حسب جرم کره زمین ارائه می‌شود.

از آن‌جایی که ما برای تقویم‌ها و کار عملی، زمین را به‌عنوان مرکز قرار می‌دهیم و نه خورشید، هر وقت در این کتاب درباره خورشید یا حرکت خورشید حرف به میان می‌آید، منظور زمین است نه خورشید؛ زیرا این حرکت 12 ماهه زمین است که باعث می‌شود ظاهراً خورشید از همه برج‌ها در طی یک سال عبور کند.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٥