استرولوژی یا طالع‌بینی چیست؟

امروزه استرولوژی که در شرق و غرب مورد استفاده قرار می‌گیرد و دارای سیستم‌های گوناگونی است به‌صورت یک دانش پیچیده‌ای درآمده است و دارای رشته‌های مختلف است. در این بخش بدون این‌که اعتقاد شخصی خود را ارائه دهم یک شرح عینی از رشته‌های مختلف استرولوژی ارائه می‌کنم.

استرولوژی ادعا می‌کند که هیچ سؤالی وجود ندارد که پاسخ آن از طریق این دانش امکان‌پذیر نباشد. یک رشته از استرولوژی با Natal Horoscope یا «زایچه یا طالع تولد» سر و کار دارد. این زایچه یا طالع، جدولی از آسمان است که برای روز و ساعت تولد حساب و رسم می‌شود و موقعیت سیارات در منطقه‌البروج را نشان می‌دهد. به‌طور کلی چنین جدولی Horoscope یا زایچه یا طالع نامیده می‌شود. با این جدول هر نوع اطلاعاتی قابل دسترسی است. مثلاً ادعا می‌شود که این جدول وضعیت فیزیکی نوزاد بعد از تولد را نشان می‌دهد: مثلاً سر نوزاد در کدام طرف قرار گرفته بود، غرب، شرق، جنوب یا شمال؟؛ چند نفر هنگامک تولد در اتاق حاضر بوده‌اند؟؛ آنها مرد یا زن یا هر دو بوده‌اند؟؛ وضعیت اتاق چطور بود؟؛ خانه بود یا بیمارستان؟؛ صاحب اتاق چه نوع فردی بود و هنگام تولد بچه چه چیزهایی در جیبش بود؟؛ صاحب اتاق چند تا بچه دارد؟؛ مادر صاحب اتاق چه نوع آدمی است؟؛ از چه بیماری‌هایی رنج می‌برد؟؛ این نوزاد در آینده چطور معاش زندگی خود را فراهم می‌کند؟؛ چه نوع آدمی می‌شود؟؛ مادر همسر آینده او چه‌جور آدمی است؟ و … سؤال‌های فوق نشان می‌دهند که حتی به جزییات هم می‌توان پاسخ داد. با وجود این‌که گفته می‌شود که استرولوژی یک علم است ولی خیلی‌ها بر این عقیده هستند که برای پیشگویی صحیح،‌ منجم باید دارای اخلاق پاک و قدرت و اشراق درونی باشد.

یک رشته دیگر Horary Astrology «طالع‌بینی ساعتی» نامیده می‌شود. اینجا یک زایچه یا طالع (Horoscope) برای روز و ساعت پرسش یک سؤال خاصی رسم می‌شود. مثلاً کسی می‌پرسد که چه کسی پول من را دزدیده است؟ منجم برای لحظه سؤال، یک زایچه یا طالع رسم می‌کند و از طریق موقعیت سیارات جواب سؤال را می‌دهد و ادعا می‌کند که حتی به کوچکترین جزییات می‌توان پاسخ داد. با کمک این طالع، منجم می‌تواند بفهمد که چه سؤالی در ذهن سؤال‌کننده وجود دارد بدون این‌که طرف سؤال کند. با این طالع می‌توان فهمید که دزد چه کسی است؛ پول کجا است؛ آیا دزد مرد یا زن است؛ آیا دزد یک غریبه یا آشناست؛ بعد از دزدی، دزد به کدام طرف رفت، شرق، غرب، جنوب یا شمال؛ آیا دزد پول را خرج کرده؛ آیا امکان پس گرفتن پول یا پیدا کردن دزد وجود دارد؛ دزد چه کاره است؟؛ چند تا بچه دارد و غیره. این طالع را می‌توان در واقع استفاده کرد برای پیشگویی کل آینده و گذشته سؤال‌کننده و دزد. یکی از منجمین هند به اسم پاندیت کریشنامورتی و پیروان او ادعا می‌کنند که آنها می‌توانند با سیستم نوین و پیشرفته خود، رویدادها را تا دقیقه و حتی ثانیه پیشگویی کنند. برای تحقیق در این زمینه آنها از سؤال‌هایی استفاده می‌کنند که نتیجه آن را بتوان زود بررسی کرد، مثلاً هنگام قطع برق آنها می‌پرسند که برق در چه لحظه‌ای برخواهد گشت و لحظه برگشت برق را یادداشت می‌کنند و بر اساس لحظه سؤال، این را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند. به علت این‌که این نوع رویدادها در عرض چند ساعت روی می‌دهند اینجا چرخش وضعی 24 ساعته کره زمین نسبت به ستارگان را مورد توجه قرار می‌دهند.

یک رشته دیگر، «Selectional Astrology» استرولوژی برای اختیار ایام  نامیده می‌شود. از این رشته استفاده می‌شود برای تعیین یک زمان مناسب برای آغاز کردن یک کار خاص، زیرا اگر یک کار در زمان مناسبی آغاز شود، نتیجه آن کار موفقیت‌آمیز خواهد بود. در هندوستان این جزو وظایف مذهبی است که برای ساخت یک معبد جدید یا نصب یک مجسمه مقدس، یک زمان فرخنده که توسط موقعیت سیارات تعیین می‌شود انتخاب شود. در هند که استرولوژی در امور زندگی روزمره و حتی امور سیاست دولت نفوذ زیادی دارد از رشته فوق بسیار استفاده می‌شود. اگر کسی می‌خواهد به مسافرت برود یا ازدواج کند، یا شرکتی تأسیس کند، خانه‌ای بسازد، چیزی بخرد، زمین را کشت کند یا حتی لباس جدید بپوشد یا موی سر را اصلاح کند یا هر کار دیگر، این رشته استرولوژی،‌ زمان مناسبی برای آغاز این کار را ارائه می‌دهد. به‌عنوان نمونه در ارتباط با این رشته، وقتی‌که در سال 1947 هندوستان استقلال خو را از بند انگلستان به دست آورد قرار بود که آغاز استقلال و انتقال قدرت رسماً رأس ساعت 12 ظهر صورت بگیرد، ولی به علت فشار منجمین هندی ساعت 12 ظهر به ساعت 12 شب تغییر یافت؛ زیرا منجمین بر این عقیده بودند که ساعت 12 ظهر آن روز، زمان مناسبی برای چنین کاری نیست.

نمونه دیگری در ارتباط با این رشته مربوط به آغاز ساختن شهر بغداد در سال 145/762 می‌باشد. این نمونه از کتاب «تاریخ نجوم اسلامی»  اقتباس شده کرلو الفونسونلینو استاد دانشگاه مصر و دانشگاه پالرمو ایتالیا و قسمت زیر رونوشتی از این کتاب است:

… چون منصور در سال 145/762 ساختن شهر بغداد آغاز کرد «شالوده شهر را در وقتی ریخت که نوبخت منجم و ماشاءالله بن ساریه اختیار کرده بودند» و اینکه (ص 241) کسانی که نقشه شهر را ریختند این کار را «با حضور نوبخت و ابراهیم بن محمد  الفزاری و الطبری  که منجم و حسابگر بودند»به انجام رسانیدند. و نیز بیرونی در الاثار الباقیه» ص 270 تا ص 271 آورده است که آغاز بنا در روز بیست و سوم ماه تموز سال 1074 پس از اسکندر  بوده و نوبخت وقت مناسب را اختیار کرده بوده است. سپس بیرونی نوشته است که هیئت فلک در آن وقت به ین صورت بوده است.

 

این شکل نمایندة همان چیزی است که منجمان آن را النصبه الفلکیه می‌نامیدند و بنابر طولهای مواضع خورشید و ماه و دو عقدة فلک قمر (یعنی رأس و ذنب) و کواکب پنجگانه سرگردان در وقت تاسیس بغداد تهیه شده است. طولها با حروف جمل نموده شده که رسم علمای نجوم و ریاضیات در نوشتن جداول و زیجهای خود بوده است. مثلاً از شکل برمی‌آید که برج طالع برج قوس بوده است، و اینکه زحل در کوم (یعنی 26 درجه و 40 دقیقه) از برج حمل قرار داشته و در این وقت حرکت رجوعی داشته است، و دیگر اینکه زهره در کط (یعنی 29 درجه و صفر دقیقه) از برج جوزا بوده است،

پایان رونویسی

شکل جدول فوق، شکلی است که هنوز در هندوستان استفاده می‌شود. این جدول شکل دایره‌ای دایره‌البروج را به شکل مربع نشان می‌دهد و فایده آن این است که راحت‌تر کشیده می‌شود و هم بعضی از خصوصیت خانه‌ها را برجسته‌تر می‌کند. خانه اول همیشه با برج طالع آغاز می‌شود که در این صورت برج قوس است. برج طالع آن قسمتی از آسمان است که در مشرق طلوع می‌کند. در طی 24 ساعت همه برجها یک بار طلوع می‌کند (غیر از مناطق قطبی). وقتیکه شالوده شهر بغداد را ریختند در همان ساعت و دقیقه برج قوس همراه با سیاره مشتری طلوع کرده بود. به علت اینکه سیاره مشتری به عنوان بهترین سیاره و معروف به سعد اکبر است و زمان طلوع آن ساعت پرشگونی است، ساختن شهر را در آن لحظه آغاز کردند. از انجایی که خانه اول، چهارم، هفتم و دهم به عنوان مهمترین خانه‌ها شناخته هستند این چهار خانه در این شکل به طور برجسته‌تر نسبت به خانه‌های دیگر نمایان هستند.

شاخه دیگری از استرولوژی Medical Astrodogy «استرولوژی پزشکی» نامیده می‌شود. این شاخه با بیماریها، تشخیص و درمان سر و کار دارد. نمونه‌ای از سؤالهایی که منجم به آن می‌پردازد به قرار زیر است: فرد از چه نوع بیماری رنج می‌برد؟، بیماری در کجای بدن قرار گرفته است؟، علت بروز بیماری چه بوده است؟، چطور می‌توان این بیماری را درمان کرد؟، آیا فرد بیمار دوباره سالم می‌شود؟، بعد از چه مدتی بیمار سالم می‌شود؟، و سؤالهایی از این قبیل، گفته می‌شود که برای به کار گرفتن این شاخه، منجم باید به اندازه کافی درباره آناتومی و پزشکی اطلاعات داشته باشد. با تعریف فوق، یک دید کلی درباره رشته‌های مختلف استرولوژی ارائه شده است. حال برای اینکه خواننده هم یک دید کلی درباره روش‌های مختلف استرولوژی داشته باشد، به طور مختصر مهمترین روشها شرح داده می‌شود.

در اصل استرولوژی بر یک سیستمی بنا شده است که در این سیستم جایی، برای سیاره اورانوس، نپتون و پلوتون که در این قرن و قرن اخیر کشف شده‌اند وجود ندارد زیرا در قدیم از وجود این سه سیاره بی‌اطلاع بوده‌اند. مهمترین عوامل در استرولوژی عبارتند از 12 برج، 12 خانه و سیارات. هر برجی دارای یک سیاره به عنوان صاحب برج می‌باشد و موقعیت این صاحب می‌تواند خصوصیات یک برج را تغییر دهد. عامل مهم دیگر، موقعیت سیارات نسبت به یکدیگر است فقط اورانوس، نپتون و پلوتو به علت اینکه تازه وارد هستند صاحب برجی نیستند. هر خانه و هر سیاره یک ویژگی خاصی دارد، در واقع هر چیزی که در عالم وجود دارد بین این 12 خانه و سیارات تقسیم شده است. مثلاً خانه چهارم نشانگر مادر است و همه اطلاعات درباره مادر با توجه به این خانه چهارم به دست می‌آید. خانه اول از آن برجی آغاز می‌شود که هنگام ساعت تولد، در افق شرق در حالت طلوع باشد و این برج را برج طالع می‌نامند. وقتیکه خانه اول مشخص شد، خانه‌های دیگر هم مشخص می‌شوند. به علت اینکه هر برج صاحبی دارد آن صاحب هم صاحب آن خانه‌ای می‌شود که مربوط به آن برج است. مثلاً اگر برج میزان خانه چهارم باشد، سیاره زهره که صاحب برج میزان است، صاحب خانه چهارم می‌شود. هر سیاره با سیاره‌های دیگر یک رابطه خاصی دارد. یک سیاره می‌تواند دوست، دشمن یا خنثی باشد. مثلاً خورشید و زحل دشمن همدیگر هستند ولی زحل و زهره دوست همدیگر می‌باشند. هندیان به این رابطه توجه زیادی قائل می‌شوند ولی در سیستم غربی‌ها موقعیت هندسی سیارات نسبت به یکدیگر تعیین می‌کند که آیا دو سیاره در رابطه خوبی یا بدی هستند. مثلاً فاصله‌ای زاویه‌ای 120 درجه بین دو سیاره باعث می‌شود که این دو سیاره در رابطه خوبی با هم باشند، یا فاصله 90 درجه، فاصله بدی است و باعث می‌شود که این دو سیاره اثر بدی نشان دهند. مثلاً اگر صاحب خانه چهارم که نشانگر مادر است در موقعیت بدی قرار بگیرد در این صورت منجم می‌گوید که ما در موقعیت بدی قرار می‌گیرد و با توجه به موقعیت صاحب خانه چهارم، منجم می‌تواند بفهمد که این موقعیت بد در ارتباط با چه چیزی است. برای تفسیر موقعیت سیارات هنگام تولد، روشهای بسیار زیادی وجود دارد که حتی شرح مختصر آنها خارج از حجم این کتاب می‌باشد.

برای تعیین زمان وقوع یک رویداد نیز از روش‌های خیلی زیادی استفاده می‌شود و خیلی از این روشها ارتباط مستقیم با حرکات سیارات ندارند. اکثر این سیستم‌ها توجه خاصی برای کره ماه قایل می‌شوند. غربی‌ها از روش Moon Progression «پیشروی کره ماه» استفاده می‌کنند. در این روش، کره ماه از موقعیت تولد برای هر سال یک درجه به جلو حرکت داده می‌شود و موقعیت جدید را نسبت به موقعیت سیارات دیگر که ثابت می‌مانند مورد مطالعه قرار می‌دهند. اگر می‌خواهند بدانند در سن 30 سالگی چه چیزی روی خواهد داد، کره ماه را به 30 درجه جلوتر می‌برند و آن موقعیت را تجزیه و تحلیل می‌کنند. هندیان از این روش استفاده نمی‌کنند ولی آنها هم از کره ماه استفاده می‌کنند. آنها دایره‌البروج را به 27 صورت فلکی تقسیم کرده‌اند که «خانه‌های کره ماه» نامیده*6-5 می‌شوند؛ زیرا کره ماه برای یک روز در یکی از این خانه‌ها می‌ماند. مانند برج‌ها این خانه‌های کره ماه هم دارای صاحبی هستند.

هنگام تولد، موقعیت کره ماه که در یکی از این خانه‌های ماه قرار گرفته است، یادداشت می‌شود و طبق سیستم Maha Dasas «دورهای بزرگ» تفسیر می‌شود. در این سیستم هر سیاره دارای یک دوره خاصی است، مثلاً زهره یک دوره 20 ساله، مریخ 7 ساله، مشتری 16 ساله و غیره دارد. هر کدام از این دوره‌ها، به دوره‌های فرعی تقسیم شده‌اند که مربوط به یکی از سیارات می‌شود. به این ترتیب یک انسان طبق موقعیت کره ماه هنگام تولد می‌تواند مثلاً در سن ده‌سالگی در دوره بزرگ مشتری باشد و در دوره فرعی مثلاً زحل و این دوره طبق موقعیت مشتری و زحل هنگام تولد تفسیر می‌شود. دلیل این‌که چرا دوره بزرگ مشتری 16 سال است یا دوره زهره 20 سال، زیاد مشخص نیست ولی هندیان اعتقاد زیادی به این دوره‌ها دارند؛ در واقع سیستم‌های دیگری وجود دارد که در آن، دوره مشتری یا زهره دارای رقم دیگری است.

روش دیگری که برای تعیین وقوع رویدادها استفاده می‌شود عبارت است از Gochara (یا Transit به زبان انگلیسی) «عبور سیارات». در این روش از حرکت حقیقی سیارات استفاده می‌شود و موقعیت سیارات نسبت به موقعیت خورشید هنگام تولد تفسیر می‌شود. هندیان به‌جای خورشید از موقعیت کره ماه هنگام تولد استفاده می‌کنند. همراه با این روش هندیان از سیستم Veda «کنترل» استفاده می‌کنند. در این سیستم اگر یک سیاره در یک خانه خاصی باشد و سیاره دیگر در یک خانه معین دیگری قرار گرفته باشد، سیاره دوم می‌تواند اثر سیاره اول را باطل کند. غربی‌ها از چنین سیستمی استفاده نمی‌کنند و آنها بیشتر توجه به موقعیت سیارات از همدیگر دارند که Aspect «نظر، جنبه» نامیده می‌شود. همان‌طور که قبلاً به این موضوع اشاره شد بعضی از فاصله‌های زاویه‌ای خوب و بعضی‌ها بد هستند. مثلاً فاصله 90 درجه بین دو سیاره Square «تربیع» نامیده می‌شود و اثر بدی دارد، فاصله 180 و 270 درجه هم جزو فاصله تربیع می‌باشد؛ زیرا زاویة 90، 180، 270 و صفر درجه یک شکل هندسی مربع شکل را تشکیل می‌دهند. همه فراورده‌های زاویه 90 درجه بد هستند. دو بار 90 مساوی 180 درجه می‌شود و بنابراین 180 درجه بد است یا 45 درجه که نصف 90 درجه است هم یک زاویه بدی است. زاویه‌های خوب عبارتنداز 120درجه و فرآورده‌های آن مانند 240 درجه (2×120)، یا 60درجه و غیره. در همه کشورهای دنیا، اکثر روزنامه‌ها و مجله‌ها پیشگویی‌های روزانه منتشر می‌کنند که بیشتر مبتنی بر همین روش است.

معنی‌های سمبلیک سیارات، برج‌ها و خانه‌ها که در غرب و شرق مورد استفاده قرار می‌گیرند، کم و بیش یکی است و دارای اختلاف نیستند. مهمترین معنی‌ها در زیر شرح داده می‌شود. باید توجه داشت که یک شرح کامل، خارج از حجم و هدف این کتاب است. این معنی‌ها بیشتر جنبه سمبلیک دارند و ترتیب آنها دارای منطق خاصی است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٥