نام گزاری سال‌ها به اسم حیوانات

ترکان ابیغوری برای هر سال نام حیوانی را نهاده بودند که ایرانی ها نیز به تدریج از آنها استفاده کردند این اسامی عبارتند از :


موش
گاو
پلنگ
خرگوش
نهنگ
مار
اسب
گوسفند
میمون
مرغ
سگ
خوک

برای تشخیص اینکه هر سال با کدام یک از این نامها مطابقت دارد از سال خورشیدی عدد ۶ را کم می کنیم حاصل را بر عدد ۱۲ تقسیم کرده ، عدد باقیمانده را در نظر بگیرید از شماره یک از موش شروع به شمردن کنید نام هر حیوانی با عدد باقیمانده مطابقت کرد سال همان حیوان است .
ملل گوناگون، عقاید و باورهای متفاوتی درباره پیدایش سال شمار موچه و حیوانات آن دارند که تحلیل و بررسی آنها ما را به زوایای جدیدی از شناخت این شیوه گاهشماری رهنمون خواهد بود.
ترکمنها سال موش راکه اولین سال هر دوره می‌باشد «ییل باشی» می‌نامند که به معنای سال آغازین یا مبدأاست، در روایت منظوم فوق «گاو» پس از «موش» سال جدید را مشاهده کرده و لذا مقامدوّم را در دوره سالشمارحیوانی احراز می‌نماید.
ایرانیان بر این باورند که حیوانات دوازده‌گانه این دوره، متصدیان حمل زمین‌اند و بصورت ضمنی بر این نکته اشاره دارند که این وظیفه از بدو خلفت بر عهده آنها موکول بوده است. این باور ایرانی از عقاید دیرینه‌ای نشأت گرفته است که زمین را بصورت سطح صافی تصور می‌کرده‌اند که بر روی حیوانات مختلف (لاک‌پشت، گاو، ماهی و …) قرار دارد.
نمود این باور قدما را در توجیه علّت زمین‌لرزه می‌توان مشاهده کرد. ایرانیان بر این عقیده بوده‌اند که زمین بر روی شاخ گاوی قرار دارد. هرگاه گاو برای رفع خستگی زمین را از شاخی به شاخ دیگرش منتقل می‌کرد، زلزله‌ای به وقوع می‌پیوست؛ و یا عقیده مردم ژاپن که «از قدیم باور داشته‌اند ماهی بزرگ «نامازو» که زمین بر پشت اوست، با تکان دادن دمش زمین‌لرزه بار می‌آورد …»
عقیده چینی‌ها و ژاپنی‌ها در مورد نحوه پیدایش سالشمار حیوانی. مشابه است. زیرا این تقویم در روزگار باستان از چین به ژاپن رفته است.
در باب عقیده ترکان قدیم درباره پیدایش سالشمار حیوانی. محمود کاشغری در «لغات‌الترک» خود (تألیف ۴۶۶ ه‍ .ق) اطلاعات ذیقیمتی را بدست داده، داستان جالب توجهی را نقل می‌نماید:
«یکی از خاقانهای ترک می‌خواهد که تاریخ وقوع جنگی را بداند، ممکن نمی‌شود. از اینروی با ملتش مشورت می‌کند و در انجمن اعلام می‌دارد که همانطور که ما درباره تاریخ وقوع این جنگ دچار سردرگمی شدیم. آیندگان نیز سردرگم خواهند شد. بنابراین ما اکنون به تعداد دوازده (ماه و) برج آسمان دوازده سال را نامگذاری می‌کنیم، تا شمارشهایمان را از گذر این سالها بفهمیم. این در میانمان یادگاری باشد. فراموش نشدنی، ملّت هم پیشنهاد خاقان را تأیید می‌کند.
خاقان به این مناسبت به شکار می‌رود و فرمان می‌دهد که حیوانات را به سوی رود «ایلا» برانند. این یک رودخانه بزرگ است. مردم حیوانات را به تنگنا انداخته به سوی رودخانه می‌رانند. بعضی از این حویانات را شکار می‌کنند و تعدادی از آنها خود را به اب می‌زنند. دوازده حیوان از آن میان از آب می‌گذرند. نام هر یک از این حیوانات به سالی داده می‌شود. نخستین این حیوانات سیچغان (موش) بوده … نام نخستین سال «سیچعان ییلی» (سال موش) گذاشته می‌شود. بعد نام حیواناتی که یکی بعد از دیگری از اب گذشته بودند به ترتیب به سالها داده می‌شود: «اود ییلی» (سال گاو) و …»
مواردی در این داستان به چشم می‌خورد که محتاج تحقیق و تتبع بیشتری است. نخست اینکه داستان در زمان خاقانی ترک به وقوع پیوسته است. لیکن قدیمی‌ترین خاقان ترک مذکور در تاریخ «بومین خاقان» (وفات ۳-۵۵۲ میلادی) می‌باشد. امّا پیش از این تاریخ نیز سالشمار موچه وسیعاً مورد استفاده قرار می‌گرفته است، بنابراین سکوت علم تاریخ درباره خاقانات ماقبل «بومین خاقان» هرگونه توضیح بیشتر در این زمینه را ناممکن ساخته است.
نکته دیگر آنکه داستان به شکار حیوانات توسط خاقان در معیت عموم مردم اشاره دارد، کاشغری از نوعی شیوه شکار جمعی که در میان ترکان آن روزگار (قرن ۵ ه‍) رواج داشته با عنوان «سیغیر» نام برده، در ذیل این ماده می‌نویسد: «سیغیر: نوعی از شکار شاهان با رعایا و آن ‌چنان است که شاه مردم را در بیشه‌ها و بیابانها پراکنده می‌سازد تا وحوش را گرد آورند و به سوی او برانند و او می‌ایستد و پیش روی خود تیر می‌اندازد، بی‌آنکه در طلب شکار رنج برده باشد.»
مارکوپولو، سیاح مشهور اروپایی نیز در سفرنامه خود وجود چنین شیوه شکاری رادر میان مغولها گزارش کرده است. در داستان «بوغاچ بگ» از حماسه «قورقوت آتا» نیز که یکی از قدیمی‌ترین متون زبان ترکمنی‌ست، چنین شکاری به تصویر کشیده شده است.
و امّا نکته دیگر این است که وقایع داستان در حوالی رود «ایلا» اتفاق افتاده است. «ایلا» یکی از رودهای «هفت آب» یا «جیته سو» است که در جنوب قزاقستان کنونی جریان داشته و از شمال شرقی «آلماتی» پایتخت این کشور گذشته به دریاچه «بالخاش» می‌ریزد. نام کنونی آن رود «ایلی» است.
کاشغری در ذیل ماده «ایلا» می‌نویسد:
«ایلا: نام رودی است و بر دو کرانه آن دو قبیله نرک یعنی یغما و تخسی و طائفه‌ای از چگل فرود آیند و سکنی گیرند …»
کاشغری از سال دوّم دور موچه با نام «اود ییلی» یاد کرده و ذر جایی دیگر این واژه را لغتی ویژه قبیله چگل دانسته است. بنابراین از مجموع این قضایا می‌توان چنین احتمال داد که کاشغری داستان مزبور را از زبان قبایل وادی «ایلا» و احتمالاً «چگلی» استماع و ضبط کرده است.
قدر مسلم محمود کاشغری این روایت مردمی را از زبان ترکان شنیده و لذا نمی‌توان به اظهارات او مبنی بر اینکه مبتکر این تقویم حاقان ترکان بوده استناد نمود. در هر صورت نفس داستان ممکن است بازتابی از یک واقعه تاریخی باشد که در زیر غبار هزاران سال مدفون شده است.
ترکمنها روایت پند‌آمیزی در مورد پیدایش سالشمار حیوانی دارند. روزی تمامی حیوانات به پیشواز سال جدید می‌روند. شتر که به قد و بالای خود مغرور شده بود گفت: «حتماً پیش از همه سال جدید را خواهم دید.» امّا موش کوچک با زرنگی تمام روی سر شتر جهیده و پیش از همه، سال جدید را می بیند. شتر که مات و مبهوت مانده بود، از تمامی دوازده حیوان دوره که موفق به مشاهده سال جدید شده بودند عقب می‌ماند وبدین ترتیب غرور شتر باعث می شود که جایی در دوره موچه نداشته باشد. این روایت به مدد مایه اخلاقی و پندآمیز آن که نهی از غرور است، در میان ترکمنها نسل اندر نسل نقل شده و بصورت ضرب‌آلمثل درآمده است: «دویه بوینونا بویسانیپ ییلدان کور قالیپدیر!» یعنی (شتر به علّت مباهات به گردنش از مشاهده سال جدید محروم مانده است.)
برای حفظ کردن این نام گزاری شعر ابونصر فراهی شما را یاری می کند!


موش و بقر و پلنگ و خرگوش
زین چار چو بگذری، نهنگ آید و مار
و آنگاه به اسب و گوسفند است شمار
حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۱