حروف جُمَل یا حساب جمل یا حساب ابجد به معنی ارزش عددی حروف الفبا و واژگان است.

حساب ابجد یا حساب جمّل به چندین نوع تقسیم شده است که هر یک موارد خاصی برای استفاده و اعمال دارند. ابجد کبیر، ابجد اکبر، ابجد کبائر، ابجد اکبر کبائر و همچنین ابجد وسیط، ابجد صغیر، ابجد اصغر، ابجد صغایر و ابجد اصغر صغایر از انواع ابجد بشمار می‌روند.

یونانی‌ها به این نوع محاسبه ایزوپسفی گفته‌اند و یهودیان آنرا به نام «گماتریا» می‌شناسند. یهودیان با این روش واژگان را با معیار و بینش مذهبی تفسیر نموده و آینده را با همین فرضیه پیش بینی کرده‌اند. این روش غالباً در احادیث و روایات توراتی (تلمود)، به کار برده شده.

حروف جُمَل دارای هشت صورت (ترکیب) است که ابجد، نام نخستین صورت از صور هشت گانه آن می‌باشد: ابجد- هَّوَز- حُطّی- کَلمَن- سَعفَص- قرشـَت- ثخَذ- ضَظَغ. و در حساب جُمَل، الف تا ط به ترتیب، نماینده یک تا نُه و ی تا ص به ترتیب، نماینده دَه تا نود و ق تا غ به ترتیب، نماینده صد تا هزار است. باشد.

الف ب ج د ه‍ و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰

 

  • گویند میرزا مهدی خان منشی، سجعی مطنطن برای مُهر نادرشاه ساخته و از نظر گذرانید. شاه برآشفت و نوشته را بدور افکند و با اینکه عامی بود و نوشتن و خواندن نمی‌دانست، گفت:
خاتم مرا بکنند «الخیر فی ما وقع». الخیر و فی ما وقع به حساب جُمَل، ۱۱۴۸ و مطابق است با سال به تخت نشینی نادرشاه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۱

 

حروف جُمَل یا حساب جمل یا حساب ابجد به معنی ارزش عددی حروف الفبا و واژگان است.

حساب ابجد یا حساب جمّل به چندین نوع تقسیم شده است که هر یک موارد خاصی برای استفاده و اعمال دارند. ابجد کبیر، ابجد اکبر، ابجد کبائر، ابجد اکبر کبائر و همچنین ابجد وسیط، ابجد صغیر، ابجد اصغر، ابجد صغایر و ابجد اصغر صغایر از انواع ابجد بشمار می‌روند.

یونانی‌ها به این نوع محاسبه ایزوپسفی گفته‌اند و یهودیان آنرا به نام «گماتریا» می‌شناسند. یهودیان با این روش واژگان را با معیار و بینش مذهبی تفسیر نموده و آینده را با همین فرضیه پیش بینی کرده‌اند. این روش غالباً در احادیث و روایات توراتی (تلمود)، به کار برده شده.

حروف جُمَل دارای هشت صورت (ترکیب) است که ابجد، نام نخستین صورت از صور هشت گانه آن می‌باشد: ابجد- هَّوَز- حُطّی- کَلمَن- سَعفَص- قرشـَت- ثخَذ- ضَظَغ. و در حساب جُمَل، الف تا ط به ترتیب، نماینده یک تا نُه و ی تا ص به ترتیب، نماینده دَه تا نود و ق تا غ به ترتیب، نماینده صد تا هزار است. باشد.

الف ب ج د ه‍ و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰

 

  • گویند میرزا مهدی خان منشی، سجعی مطنطن برای مُهر نادرشاه ساخته و از نظر گذرانید. شاه برآشفت و نوشته را بدور افکند و با اینکه عامی بود و نوشتن و خواندن نمی‌دانست، گفت:
خاتم مرا بکنند «الخیر فی ما وقع». الخیر و فی ما وقع به حساب جُمَل، ۱۱۴۸ و مطابق است با سال به تخت نشینی نادرشاه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۱

 

حروف جُمَل یا حساب جمل یا حساب ابجد به معنی ارزش عددی حروف الفبا و واژگان است.

حساب ابجد یا حساب جمّل به چندین نوع تقسیم شده است که هر یک موارد خاصی برای استفاده و اعمال دارند. ابجد کبیر، ابجد اکبر، ابجد کبائر، ابجد اکبر کبائر و همچنین ابجد وسیط، ابجد صغیر، ابجد اصغر، ابجد صغایر و ابجد اصغر صغایر از انواع ابجد بشمار می‌روند.

یونانی‌ها به این نوع محاسبه ایزوپسفی گفته‌اند و یهودیان آنرا به نام «گماتریا» می‌شناسند. یهودیان با این روش واژگان را با معیار و بینش مذهبی تفسیر نموده و آینده را با همین فرضیه پیش بینی کرده‌اند. این روش غالباً در احادیث و روایات توراتی (تلمود)، به کار برده شده.

حروف جُمَل دارای هشت صورت (ترکیب) است که ابجد، نام نخستین صورت از صور هشت گانه آن می‌باشد: ابجد- هَّوَز- حُطّی- کَلمَن- سَعفَص- قرشـَت- ثخَذ- ضَظَغ. و در حساب جُمَل، الف تا ط به ترتیب، نماینده یک تا نُه و ی تا ص به ترتیب، نماینده دَه تا نود و ق تا غ به ترتیب، نماینده صد تا هزار است. باشد.

الف ب ج د ه‍ و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰

 

  • گویند میرزا مهدی خان منشی، سجعی مطنطن برای مُهر نادرشاه ساخته و از نظر گذرانید. شاه برآشفت و نوشته را بدور افکند و با اینکه عامی بود و نوشتن و خواندن نمی‌دانست، گفت:
خاتم مرا بکنند «الخیر فی ما وقع». الخیر و فی ما وقع به حساب جُمَل، ۱۱۴۸ و مطابق است با سال به تخت نشینی نادرشاه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۱

 

 

ارزش عددی حروف عبری
حرف ارزش
א ۱
ב ۲
ג ۳
ד ۴
ה ۵
ו ۶
زین (حرف عبری) ۷
ح ۸
ط ۹
ی ۱۰
کاف (حرف عبری) ۲۰
ל ۳۰
מ ۴۰
ن ۵۰
سمخ (حرف عبری) ۶۰
ع ۷۰
פ ۸۰
زادی (حرف عبری) ۹۰
ק ۱۰۰
رش (حرف عبری) ۲۰۰
ש ۳۰۰
ת ۴۰۰

گِماتریا (به عبری: גימטריה) عددشناسی و فا ل عدد با حروف الفبای عبری و در زبان عبری است.

گماتریا قابل مقایسه با حساب جُمَل در حروف عربی و ایزوپسفی در عددشناسی یونانی است. یهودیان با این روش کلمات را با معیار و بینش مذهبی تفسیر نموده و به زعم خود آینده را با همین فرضیه پیش بینی کرده اند. این روش غالباً در احادیث و روایات توراتی (تلمود)، به کار برده شده.

واژه گماتریا از یونانی γεωμετρια (گئومتریا) گرفته شده که به معنی هندسه است.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۱

 

قرن اول، قطعه ی اول می نشیند تنها در شب و در کتابخانه ای پنهانی مطالعه میکند. آنجایی که یک سه پایه ی برنجی وجود دارد. یک شعله ی باریک از خلاء به دست می آید و با موفقیت آنچه را که نباید بی هوده باور کرد را درست می کند تفسیر:این دو بیتی و دوبیتی که بعد از این آمده است روش نوستر آداموس را نه در آینده نگری بلکه در غیب گویی روشن می سازد. نوستر آداموس که از شاگردان دبستان عرفانی نئوپلوتونیوس بود بیگمان دانش پیشگویی را از کتابی به نام اسرار مصری ها (demysteris egyptorum) که دیگر بار در سال 1547 در لیون از سوی دوستداران عرفان پلوتون به چاپ رسید آموخت و ده سانتوری خود را پس از به چاپ رساندن کارهای نخستین که دربرگیرنده ی چند سالنامه بود انتشار داد. به هرگونه بیشتر اجزایی که تجربیات غیبی با همیاری آنان به انجام  می رسد در این دو بیتی موجود است. شب هنگام است، نوستر آداموس در کتابخانه ی پنهانی خود تنهاست و کتاب های پنهان و ممنوعی را می خواند که الهام بخش پیشگویی های اوست. به کارگیری سه پایه ی برنجی روشی بود که از سوی نئوپلوتونیست ها برای پیشگویی به کار گرفته می شد. این چنین که بر روی این سه پایه جامی پر آب نهاده می شد که نگرنده آن قدر به آن خیره می ماند تا رنگ آب به تیرگی می گرایید و نقش هایی از آینده در آن آشکاره می شد. منظور از فروزه ی باریک همان روشنایی الهام است که در نوسترآداموس به هنگام آینده خوانی دیده می شد.کتاب میشل دونوستر آدام یا همان نوستر آداموس به ده بخش که هر بخش یک قرن یا (century) نام دارد و در هر بخش به استثناء قرن هفتم که به طور اسرار آمیزی داری 42 پیشگویی ست بقیه ی قرن ها هر کدام دارای 100 پیشگویی هستند. متذکر میشوم که هر قرن به معنای 100 سال نیست و هیچگونه ربطی به سال ندارد. به طوری که بلا استثناء در هر قرن پیشگویی هایی آمده است که مربوط به دوران نوستر آداموس است. یا مربوط به انقلاب فرانسه و اتفاقاتی که در آن افتاده است.قرن یک، قطعه دو با عصایی در دست در مکانی ست در میان پایه های سه پایه ای آن مرد با آب به هر دوی لباس و پاهایش آب میپاشد یک صدا، ترس، او در لباس هایش می لرزد شکوه ایزدی، خداوند نزدیک به اون نشسته است تفسیر: در این دوبیتی نوسترآداموس به بیان چگونگی شیوه ی خود، در آینده نگری ادامه می دهد. او با عصای خود میانه ی سه پایه ی برنجی را لمس می کند سپس پاها و جامه ی خود را با آبی که در جام بر روی سه پایه نهان شده است مرطوب می کند و این همان روشی است که پیشگویان معبد اپولو در زمان های دور در اوراکل برای الهام گیری از نیروهای فراهستی به کار می گرفتند. نوسترآداموس به هنگام دریافت نیروهایی که خود آن ها را فرا خوانده بود در وحشت می شد، او به همان روشنی که آن نیروها را می شنید آنان را می دید. آنان با او به سخن در می آمدند و آنگاه او، شنیده های خود را، به گونه ی پش بینی بر روی کاغذ می آورد..قرن اول، قطعه ی 50از سه نشانه ی آب مردی زاده خواهد شد کسی که سه شنبه را به عنوان روز مقدس خود انتخاب خواهد کرد.از شهرتش تمجید خواهد شد، فرمانروایی و قدرتش بر روی زمین و دریا گسترده شده، و باعث آزار شرق خواهد شد.تفسیر: در این دوبیتی از مردی سخن رفته است که سه نشانه ی آب "حوت،سرطان و عقرب" در تولد او حاکم است. مردی که ممکن است که یک مسیحی نباشد ولی قدرتش چنان گستره می یابد که می تواند دنیا را به لرزه در اورد.این پیشگویی را می توان به سومین ضد مسیح نسبت داد........قرن اول، قطعه ی 91خدایان به بشریت  نشان خواهند داد که برای جنگ بزرگ دیگری بنیان گذار دیگری به وجود خواهد آمد پیش از اینکه آسمان از سلاح ها و پرتابه ها خالی به نظر برسد بزرگ ترین ضرر به چپ وارد می شود. ...تفسیر از گفتار نوسترآداموس در این سرود دریافت نمی شود جنگ از کدامین نقطه ی دنیا آغاز می شود، اگر چه در دیگر دوبیتی هایی که همین مفهوم را می رساند از در گرفتن جنگ «منظور جنگ جهانی سوم است» در چین و در خاور زمین سخن می راند. به هرگونه منظور او اینست که پس از یک صلح کوتاه، از پس جنگ جهانی دوم، آسمان از سلاح ها و راکت هایی مشعل گونه پوشیده خواهد شد و کشوری که در نقشه ی جغرافیایی قرار دارد بازنده ی این جنگ خواهد بود که شاید نگره ی او به آمریکا و یا شاید ویتنام باشد. از سال 1975 تا به کنون در حال مطالعه و تحقیق در زمینه ی پیشگویی های نوسترآداموس و موارد نامشخص آن است. او نویسنده کتاب بسیار پرفروش است، کتابی با نام رمز نوسترآداموس: جنگ جهانی سوم  با ترکیب کردن تکنیک‌هاى تحلیلى سنتى و الگوریتم‌هاى پیشرفته ی استخراج داده، او می تواند در کم تر از پنج دقیقه تشابهات کتاب های کتابخانه ای، به بزرگی کتابخانه ی سنا را جستجو کند. با این ابزار، او می توانست که کشفیات مهمی انجام بدهد که نتیجه ی آن در کتاب رمز نوسترآداموس آورده شده است.  در ماه مه سال 2005 میلادی، در کتابخانه ی ملی ایتالیا در رم، یک نسخه کتاب شگفت انگیز، مدفون و ناشناخته به نوشته ی آینده بین پرآوازه میشل دونوسترآدام، یا نوسترآداموس (1503-1566) پیدا شد. نوسترآداموس این نسخه را به پسرش داده و او نیز کتاب را به پاپ آربن(اگه اشتباه نکنم) اهداء نمود. و این نسخه از آن تاریخ تاکنون یعنی حدود چهارصد سال به نظر بدون تغییر باقی مانده است. دکتر راثفورد با استفاده از کنار گذاشتن حاشیه ها و اطلاعات نامهم، معمای واژه های پیچیده ی پیشگویی را در حالی که مشغول غربالگری اطلاعات بود، حل کرده و فورا، او مدلی مبنی بر پیشگویی که به رمز نوسترآداموس مشهور است را بدست آرود.      انداختن بمب اتم توسط یک رهبر دیوانه بر روی مدیترانه یا اروپا  (سده ی 2، دوبیتی 3 و 4) دوبیتی 3:به سبب گرمایی همانند خورسید بر روی دریا ماهی های پیرامون نگروپونت، نیمه پخته خواهند شد و در آن هنگام که در رودز و جنوا، خوراک کمیاب می شود مردم محلی از آن ها خوراک خواهند ساخت. دوبیتی4:کرانه ی شمالی از موناکو تا سیسیل، متروک بر جای خواهند آمد.هیچ مکانی، هیچ شهری و هیچ حومه ای نخواهد بود که به دست بربرها غارت و چپاول نشده باشد.  طی یک دوره ی آشفتگی مداوم، رهبر یک کشور واقع در خاورمیانه خواهد توانست به سلاح هسته ای دست پیدا کند. او می خواهد با کمترین تلاش به بالاترین هدف هایش برسد و در این راه بی میل نخواهد بود که از سلاح نیز استفاده کند زیرا مشغله ی ذهنی او براه انداختن یک جنگ مهلک است. مردم او عقیده شان چیز دیگری است و به هیچ عنوان راضی نیستند که از بمب اتمی استفاده شود.کشور هدف در کناره های ساحلی مدیترانه قرار دارد.یکی از آن بمب ها به جای افتادن بر روی خشکی بر روی دریای مدیترانه خواهد افتاد، تمام ماهی ها سمی خواهند شد، عبور و مرور تجاری و بازرگانی در سرزمین قطع خواهد شد و مردم در دیگر سواحل مدیترانه نیز از رسیدن غذا ناامید خواهند شد و در هر صورت ماهی ها را خواهند خورد. آن اتفاق در نزدیکی شرق دریای مدیترانه در سرزمین صخره ی تیره رنگ خواهد افتاد.  (سده ی سوم، دوبیتی 83) در متن اصلی این نوشته به زبان انگلیسی دوبیتی 83 آورده شده اما در متن فارسی کتاب پیشگویی هیچ تناسبی با این موضوع و حمله نیست اما دوبیتی 84 سده ی 3 بسیار بیشتر به این نوشته مربوط می شود، برای همین هم هر دو پیشگویی را برای شما دوستان آورده ام: دوبیتی 83:مردم گیسو بلند سلت نژاد گل پس از آمیزش با ملت های دیگر مردم اکوتین (چند تن از تفسیرگران آکوتین را انگلیس و برخی دیگر آن را یکی از کولی های انگلستان تفسیر کرده اند.) را با این فرمان که باید به نقشه های آنان تسلیم شوند به اسارت در میاورند. دوبیتی 84:شهر بزرگ به زودی متروک خواهد شد و حتی یک نفر از ساکنان آن نیز زنده نخواهند ماند به دیوار به جنسیت و بکارت و به معبد تجاوز و بیاحترامی خواهد شد مردم بی آنکه یارای فریاد کشیدن را داشته باشند از بیماری جان می سپارند.   سلاح هسته ای به وسیله ی یکی از کشورهای خاورمیانه رها می شود و جرقه ی جنگ زده خواهد شد و جنگ به همه سو شعله خواهد کشید به طوری که تا آن زمان جنگی بالاتر از آن نیامده است. ملت های اروپایی سعی خواهند کرد با پادرمیانی کردن تهدیدها را از سمت نفت و تاسیسات نفتی کاهش دهند. وقتی کشورهای اروپایی به سعیشان مبنی بر حل مشکلات ادامه دهند، رهبر دیوانه با آسودگی از زرادخانه هایش بر روی اروپا استفاده خواهد کرد و بیشترین ضربه را شبه جزیره ی ایتالیایی خواهد خورد.سواحل اروپایی مدیترانه، مخصوصا ایتالیا و فرانسه تقریبا غیرقابل زندگی خواهد شد و ایتالیا ضربه ی بیشتری خواهد خورد. این رهبر ضد مسیح «دجال» نیست اما زمینه را برای ضد مسیح فراهم می کند تا با صرف نیرویی کم و یا بدون مخالفت و مقاومت به قدرت برسد. آتشفشان ها، زلزله ها، سیل ها و خشکسالی ها (سده چهار دوبیتی 67) در آن سالی که ستاره های زهره و مریخ با آتش یکسان سعله ور بشوند هوا به خشکی بسیار دچار می آید یک شهاب دنباله دار از آتش های پنهانی نمودار می شود که مکانی بزرگ را ذوب می سازد.باران کمی می بارد بادی خشک می وزد سپس جنگ ها و تاخت و تازها و چپاول ها پیش می آید. خیلی درخشان و تابان، قبل از اینکه شناسایی بشود ستاره ی دنباله دار نمایان خواهد شد و منطبق می شود با دوره ای از تغییرات زمین شناختی بزرگ، با زلزله ها و آتش فشان ها و درهم گسیختن سامانه های آب و هوایی. این رویداد ها سبب به وجود آمدن قحطی های گسترده، خشکسالی ها و تغییرات ناگهانی سطوح اجتماعی در مکان های غیر قابل انتظار می شود. ملت هایی که مصلحت اندیش، نیرومند و موفق هستند به ویژه ملل غربی، ضعیف خواهند شد. آن ها ناگهان با دگرگونی های اجتماعی مثل شورش و مهاجرت انسان ها به مکان هایی که دارای آب است و می توانند در آنجا کشاورزی بکنند رو به رو می شوند. این آشوب ها به ضد مسیح کمک می کند تا نیرومند شود.موضوع ایالات متحده درباره ی بلایای طبیعی جدی خواهد بود، مخصوصا درباره ی زلزله ها و سیل هایی که رخ خواهد داد. مردم در سرتاسر این کشور روحیه ی خود را از دست خواهند داد و همه ی این ها باعث ایجاد کشمکش، ناامیدی و بدبختی در میان مردمان آمریکا می شود. ایالات متحده که ورشکست خواهد شد (البته در متن انگلیسی معلوم نیست که قبل از وقوع رویداد ها اقتصاد آمریکا به دلایلی ورشکست خواهد شد و یا به دلیل همان رویداد های غیر معمول) سعی می کند به این بلایا رسیدگی کند. سه کشور بزرگ دیگر کمک هایشان را برای زنده ماندن شهروندان آمریکا ارسال خواهند کرد.  (سده پنج دوبیتی 29) شخصیت با ارزش آلبا که به نیاکان خوبش خیانت ورزیده است برای سرقت خواهد آمد اما پس از آن یکی از شخصیت های بزرگ «گیز»که مجذوب یک هیجان تاریخی است برای درهم کوبیدن او از راه خواهد رسید. دگرگونی های زمین در جایی اتفاق خواهد افتاد که به ضد مسیح برای غلبه بر جهان کمک خواهد کرد. در اروپاى مرکزى، اروپاى جنوبى و خاورمیانه و همچنین شرقی ترین نقطه ی دریای مدیترانه، سیل‌هاى طاقت فرسا رخ خواهد داد. در نتیجه جدایى حکومتهاى محلى به وسیله بلایاى طبیعى، ضدمسیح سربازانش را در زیر عنوان یارى رسانی به مردم غیر نظامی حرکت خواهد داد، اما به راستی هدف او از انجام این کار بدست گرفتن کشورها، و استفاده از مردمان آن ها به مانند برده هاست.مسائل اقتصادی جدی و طولانی مدت همراه با آشوب های اجتماعی بزرگ، کمک خواهند کرد تا به آسانی ضد مسیح توانایی به تصرف درآوردن کشورها را به دست آورد. عموم مردم ترسیده اند و همچنین امیدوارند که به او حمله شود. ضد مسیح از این بلایا به مانند یک فرصت استفاده خواهد کرد تا دولت ها را براندازد و به طور پنهانی جاسوسانش را داخل کشور ها بفرستد. در بسیاری از نواحی حکومت نظامی اعلام خواهد شد تا جلوی چپاول و غارتگری ها و همچنین شورش ها گرفته شود. خاورمیانه، جایی که نیرویش از آنجا سرچشمه گرفته است، به مانند باقی دنیا ویران نخواهد شد. او پیشنهاد همدستی به دیگر کشور ها می دهد، اما عاقبت به آن ها از پشت خنجر خواهد زد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٤

 

ابجد مکتوبی :

ابجد هوز حطی کلمن سعفص قرشت ثخذ ضظغ

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ی

ک

ل

م

ن

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

20

30

40

50

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

60

70

80

90

100

200

300

400

500

600

700

800

900

1000

 

در ابجد مکتوبی در ابتدا آوا مطرح است و هر آوایی به نشانی است که در واقع از مبدا صدور امر کلام یا کلام از برای امر که مبدا خلقت می باشد . به طوری که ام از آنجا صادر شد و به واسطه این آوا ، خلقت شکل گرفت . مرتبه ای که بر این امر بود و خداوندی را آشکار کرد ، به خال لاهوت نام گرفت که در آن تموج بر نفس رحمانی یا عماء امر شد. که از آن تموج ،موج صادر شد که این موج آوای اُم بود که تا بی نهایت رفت . این آوا که مادر آواها بود به امواج شد چون این آوا به نا محدود بود ولی تا به بیکرانی صادر نشد به طوری که آن تموج چون دم بود به مد باز دم شد . یعنی اگر باز تر بخواهیم سخن بگوییم ، باید گفت که خال لاهوت خود را در عماء یا نفس رحمانی به امر ، گره خود را گشود . این گشودگی تموجی ایجاد کرد ، که به واسطه آن موجی صادر شد ،این موج ، موج خداوندی بود . این موج تا به بیکرانی نرفت ،چون نفس رحمانی با این موج خود گسترده می شد و به گستردگی می رفت . و در واقع با این موج به بی نهایت گستردگی خود می رفت . اما این موج در این میان یعنی در ابتدای صدور به سمت مبدا صدور برگشت چون تا به بیکرانی نمی توانست منتشر شود در واقع بازدم شد . به دم دیگر دوباره این موج صادر شد و این بار بیشتر از دفعه قبل به انتشار رفت و دوباره بازگشت . به همین رفت و بازگشت ،نفس رحمانی ، گستردگی می یافت ، به کلامی دیگر ، نفس رحمانی این موج را به بی نهایت انتشار خود خود می برد یا به سوی بی نهایت گستردگی انتشار این موج می برد ، پس در هر بازگشتی که می کرد یا بازدمی که می شد این موج به امواج می رفت ،این نور به انوار می رفت و در این بین، خلقت ها آشکار می شد . در واقع به این دم وبازدم که قبض و بسط صورت می گرفت مراتب خلقت از پنهانی به آشکاری می آمد چون در اثر تداخل این امواج ، گره ها ایجاد می شد ، این گره ها در خود انرژی را به دام می انداختند پس در این جا بافت انرژی خلقت که این انرژی از آگاهی خداوندی بود به موالید تبدیل می شد و به این طریق عالم نون و ماده شکل می گرفت پس خلقت به تنوع به نا محدودی می رفت ولی بی کران نبود و نیست پس در این دم و بازدم که به نبض خلقت ایجاد شد مراحل به این صورت بود که انوار، نور ، انور ،تموج ، موج ،امواج.

به هر حال واژه اُم که مادر خلقت بود ،مادر سیکل های حروف و اعداد بود ، به طوری که این آوا به آواها رفت و این نت به نت ها رفت ،پس در خلقت آوای خلقت به آواها رفت و هر آوایی به نشانی نشان شد که هر نشانی ترسیم سیکل های مداراتی بود . در واقع ، هر آوایی خود به امواج بود ،که این امواج به تداخل بودند ودر این تداخل ، ترسیماتی شکل گرفتند که حامل ، آگاهی و انرژی حاصل از آن آگاهی خداوندی بودند . هر ترسیمی به دوایر متقاطع و متداخل ، نشان بودند که نمایانگر روابط این امواج در این دم و بازدم بود . به هر ترسیمی نشانی ، آشکار شد و این نشانه ها ، نمایانگر سیمای ترسیمی آن امواج یا آواها بودند پس این آوا ها به نشان هایی به نشان آمدند ، به طوری که این آوای مرکب ، به آواهایی بود که هر آوا به نشانی شد البته این آوا خود نیز از تداخل آن موج اولی با خود و با دیگر بازتاب های خود یا رفت و برگشت های خود ، ایجاد می شد که به این طریق این ، آواها ، آوای مرکبی از خود نمودار می کردند که مجموعه خلقت را نمودار می کردند که مجموعه خلقت را پایدار کردند . پس هر آوایی به نشانی شد که هر نشانی نمایانگر ترسیماتی بود که از سیکل های گوناگون تشکیل می شد که به این سیکل ها در مجموع ، سیکل های حروف و اعداد ، نام گذاشتیم و هر یک از آوا ها را به نشانی ، نشان دار کردیم که سیکل های دخیل در آن نشان را به اعداد ، شمارش کردیم ، پس سیکل های حروف و اعداد با هم آفریده شدند یه به آشکاری آمدند . پس هر آوا به نشانی آمد که شکل حروفی داشت وبا خود رقم یا ارقامی را به همراه داشت که به این طریق و به طور خلاصه که توضیح داده شد ابجد مکتوبی نمایان گشت . پس به ابجد مکتوبی ، حروف از نظر آوا ، مطرح هستند  و یا سیکل های حرفی و عددی خود که بارز کننده آن آوا هستند .  

زمانی که خال لاهوت به امر یا اراده خداوندی ، گره خود را باز کرد یا به گشودگی رفت ، در این گشایش ابتدا دم صادر شد که در واقع به این معناست ، که عالم معنا را فراخواند و برخواسته کرد یا اینکه پنهان را بر خودش آشکار کرد و به بازدم شکل آن صورت را عیان نمود به این طریق معنا و صورت هم آشکار شدند و هم نمودار کننده همدیگر. پس به خال لاهوت به آفریدگاری آشکار شد و به بازدم قبض و فناگری و به دم بسط و پروردگاری خداوند از این رو آن خال ، دو خال دیگر را آشکار نمود که در کل سه خال به آشکاری آمدند که همان سه صفت خداوندی بود که ارکان عالم جبروت را زدند جبروت به صورت آمد و ملکوت شد و ملکوت به شکل آمد و ملک و ناسوت شد . از این رو سه خاصیت آفریدگاری، پروردگاری و فناگری در همه چیز عیان شد از جمله در حروف و اعداد این امر بارز است چنان که هر حرف و کلمه ای به محتوایش ، آگاهی دارد پس به خاصیت آفریدگاری است و به درک آن حرف یا کلمه از سوی ما ، در ما فناگری دارد زیرا به ازای دریافت آن فیض آگاهی ، تاوانش مرگی است  که به سمتش می رویم و زمانی که آن درک را به تمامی زوایای هستی خود می بریم و یا به هر زاویه ای که در خود آشکارش می کنیم ، خاصیت پروردگاری آن آشکار می شود . پس سیکل های حروف و اعداد مربوط نیز ، چون دیگر اعضای خلقت بر سه سیکل با سیکل های وجودی سه صفت  خداوندی بر پا می باشند ، به همین است که ارکان هستی هر چیزی در خلقت به سیکل های سه تایی استوار است ، اما سه سیکلی که به خاصیت های سه صفت خداوندی هستند بر سیکل چهارمی به نمود می آیند که مراتب عوالمی آن حروف را آشکار می کند ، در واقع گردش سیکل های هر حرفی به آن آشکار می شود و یا به قولی ، چرخش حرفی آن حرف یا مراتب حروفی آن حرف و یا مراتب ظهور یا آشکاری آن حرف را بارز می کنند به طوری که به آن حرف که خود نشانی از یک آواست ، جسمیت می بخشد . اگر واضح تر بخواهیم صحبت کنیم .مراتب سیر آن حرف را در عوالم آشکار می کند و این که این حرف به چه عوالمی مرتبط می باشد . از این نظر که هر حرفی ، آگاهی مربوط به عالم یا عوالمی را به ادراک روح واحده می آورد یا وسیله ای برای دریافت ودرک آگاهی یا آگاهی های آن عوالم یا مراتب از خلقت می باشد چرخش هر حرفی نشان می دهد که هر حرفی تمامی حروف را در خود پنهان و آشکار دارد که این به صورت عام آن حرف را مطرح می کند ، به طوری که این معنی را می رساند که هر ذره خلقت کل خلقت ترسیم آن می باشد و به صورت خاص ، چرخش هر حرف را نشان می دهد که آگاهی های چه عالم یا عوالمی را در خود می تواند به حمل آورد . چون ابزار درک آگاهی های عوالم به حروف و اعداد است به همین جهت حروف و اعداد ارکان درک خلقت را تشکیل می دهند و خلقت بر اساس آنها تفهیم ومفهوم می شود و از جهت دیگر ، بازگو کننده اسرار خلقت هستند که اسرار به علوم و آگاهی می باشند . چرخش حروف که مراتب هر حرف را آشکار می کند می تواند ، خاصیت انتقالی معنایی آگاهی و علم وجود یا وجودان را به حروف ببخشد به طوری که از برای سخن گفتن به کار آیند که به این طریق اسم متکلم خداوند آشکار شود و ظاهر چرخش حروف ، حیطه آگاهی هایی که هر حرف می تواند در بر گیرد یا از برای ما ،قابل دسترس کند مشخص می کند . که به این طریق ، اندیشه ، سخن و عمل با هم مرتبط می شوند به طوری که هر سه با حروف ارتباط تنگاتنگی دارند به این صورت که گفتن، شنیدن ، اندیشیدن و عمل کردن را در نهایت یکی نشان می دهد که این امر در خداوندی خداوند مشهود است چرخش حروف ، سخن گفتن را ممکن می کند و پیوستگی اتصال عوالم در خلقت را نمایان می کند به طوری که پیکره خلقت را واحده نشان می دهد . چرخش حروف نشان می دهد که هر حرفیچه مرتبه ای از خلقت را به مرتبه دیگر مرتبط می کند و این که ابتدا و انتهای آن حرف درباره خاصیت های سه صفت خداوندی ، چه قدر و چگونه می باشد .

به این چرخش حروف ابجد ملفوظی گفته می شود پس آوا به نشان آید که حروف است که سیمای آوا را بارز می کند و چرخش حروف جسمان آن سیما را نشان می دهد از آن جهت که آگاهی در هر حرف ، بارز شود تا درک شود و سخن و کلام آفریده شود . در چرخش حروف که بارز می کند هر حرفی از خود شروع می شود و به چه حرفی ختم می شود ، اگر به خود ختم شود ، سیکل های آن حرف برای رساندن مفاهیم یا آشکار کردن آگاهی و علم هر مرتبه از خود کامل است یعنی در باز کردن کثرت و امر تکثیرات به هر مرتبه ای از خلقت که تعلق گیرند می توانند تا نا محدود ، سیکل های آن عمل کنند و هم این که خلقت را به بسط ببرند تا گستره خداوندی را در تمامی زوایای خلقت بارز کنند . در واقع حرفی که در چرخش خود ، از خود شروع و به خود ختم می شوند ، می توانند خلقت را از وحدت به کثرت ببرند و یا اینکه به طریقی در خدمت حروفی هستند که در چرخش حروف خود ، از خود به خود ختم می شوندو یا به سخنی دیگر چنین حروفی برای بارز شدن مراتب هر حرف و یا مراتب خلقت نقش آشکار و مهمی دارند ، حال یا در صورت یا در وحدت یا در کثرت .

در ابجد مکتوبی یکی از مواردی که مورد نظر است این می باشد که هر حرفی کدام یک از سه صفات خداوندی را به نمود بیشتر دارد زیرا، خلقت هستی ها و با خلقت کلام که به هستی ها ارتباط دارد به این صفات می باشد که به این صفات ، فعل خداوند صورت می گیرد و به این فعل ،دیدار صورت می گیرد و در این دیدار ، آگاهی خداوندی در نمود است و آگاهی خداوندی نشان می دهد که علم خداوندی به هر چه باید و هر چه که ممکن باشد آگاه است یعنی واجب الوجود و ممکن الوجود را در علم خود دارد وآشکار بودن آن به آگاهی خداوندی است.......

اَبجَد/ هَوَّز/ حُــطّـی / کَلِــمَن / سَعفَص/ قَرشَت/ ثَخَّذ/ ضَظَّـغ

 

 

 

 

 

این ترتیب الفبای عبری آرامی است که الفبای انگلیسی هم در ترتیب قدری با آن همانندی دارد . ابجد و abcd کلمن و KLMN قرشت و QRST

 

این به همراه دلایل دیگر نشان می دهد که عرب نیز الفبای خود را از آنان و به واسطه ی (نَبَطیــان) گرفته است .در گذشته عارفان ، صوفیان و درویشان از حساب جُمل یعنی حروف ابجد در رمز استفاده می کردند.

 

الف=1             ب = 2          ج=3           د=4      هـ = 5         و=6                      ز=7               ح=8         ط=9   ی=10              ک=20          ل=30         م=40   ن=50        س=60                  ع=70          ف=80    ص=90   ق=100      ر=200      ش=300     ت=400       ث=500       خ=600       ذ=700    ض=800    ظ=900     غ=1000

 

مثلاً (  علــی  ) می شود 110  و یا معنی شهر رشت 900 است زیرا حاکم این شهر در سال 900 بود که آن را چنین نامید . او با حروف ابجد آشنا بود و پس ازانجان یک سری عمران و ابادانی آن را چنین نامید . پس از او این ماجرا در ذهن مردم به فراموشی سپرده .

حروف ابجد

 

 

 

حروف ابجد بر دو نوع صغیر و کبیر می باشد .

 

 

 

ابجد صغیر :

 

 

 

(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ی = 10 ) ، ( ک = 8 ) ، ( ل = 6 ) ، ( م = 4 ) ، ( ن = 2 ) ، ( س = ساقط ) ، ( ع = 10 ) ، ( ف = 8 ) ، ( ص = 6 ) ، ( ق = 4 ) ، ( ر = 8 ) ، ( ش = ساقط ) ، ( ت = 4 ) ، ( ث = 8 ) ، ( خ = ساقط ) ، ( ذ = 4 ) ، ( ض = 8 ) ، ( ظ = ساقط ) ، ( غ = 4 ) .

 

 

 

ابجد کبیر :

 

 

 

(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ی = 10 ) ،( ک = 20 ) ،( ل =30 ) ، ( م = 40 ) ، ( ن = 50 ) ، ( س = 60 ) ، ( ع = 70 ) ، ( ف = 80 ) ، ( ص = 90 ) ، ( ق = 100 ) ، ( ر = 200 ) ، ( ش = 300 ) ، ( ت = 400 ) ، ( ث = 500 ) ، ( خ = 600 ) ، ( ذ = 700 ) ، ( ض = 800 ) ، ( ظ = 900 ) ، ( غ = 1000 ) .

 

 

 

باید به عرض برسانم که تنها حروف ابجد از جمله خواصی بسیار دارد ، که اکنون به طور خلاصه گفته می شود .

 

 

 

1- هر گاه 28 حرف ابجد را در ورقع ای نوشته و بخواهد آنان را مسخر کند ، ورقه را در آب انداخته و آب را به خورد آنان دهد .

 

 

 

2- می توان با 28 حرف ابجد دشمن را سرگردان کرد .

 

 

 

3- می توان با 28 حرف ابجد دشمن را صدمه زد یا هلاک گردان .

 

 

 

4- هر گاه 28 حرف را بر روی کاغذی نوشته وآن را در خاک دفن کنید به نیت آن غائب احضار گردد بحق تعالی غایب پیدا می گردد .

 

 

 

5- به جهت محبت این حروف را نوشته بر روی کاغذی و آن را آب کشیده و آبرا بخورد مطلوب دهد بیقرار میگردد .

 

 

 

6- هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته و آن را بر گردن طفل آویزان کند هرگز نترسد .

 

 

 

7- هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته وکسی که طالب علم باشد ، کاغذ را آب کشیده بخورد ذهن او قوی گردد .

 

 

 

8- هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته وآن را بر درختی کم ثمر ببندد ثمره آن زیاد می گردد .

 

 

 

هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته ودر چاهی که کم آب می باشد انداخته آب آن چاه زیاد می شود .

 

 

 

باید به عرض برسانم که هر سال 12 ماه دارد ، هر ماه را طالعی گفته اند ، در زمان حضرت سلیمان که هر انسانی روزگار او شبیه یکی از این دوازده طالع می شود و آن 12 طالع به نام :

 

 

 

1 – حمل ، 2 – ثور ، 3 – جوزا ، 4 – سرطان ، 5 – اسد ، 6 – سنبله ، 7 – میزان ،

 

8 – عقرب ، 9 – قوس ، 10 – جدی ، 11 – دلو ، 12 – حوت ، میباشد

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٤

 

ا       ۱ ب     ۲ ج      ۳ د       ۴ ه      ۵ و      ۶ ز       ۷
ح      ۸ ط     ۹ ی    ۱۰ ک    ۲۰ ل     ۳۰ م    ۴۰ ن    ۵۰
س   ۶۰ ع    ۷۰ ف    ۸۰ ص    ۹۰ ق   ۱۰۰ ر   ۲۰۰ ش  ۳۰۰
ت  ۴۰۰ ی  ۵۰۰ خ    ۶۰۰ ذ     ۷۰۰ ض  ۸۰۰ ظ   ۹۰۰ غ  ۱۰۰۰

 

هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه دارای طالعی میباشد

۱- حمل     ۲- ثور     ۳- جوزا    ۴- سرطان    ۵- اسد     ۶- سنبله     ۷- میزان

۸- عقرب    ۹- قوس     ۱۰- جدی     ۱۱- دلو      ۱۲- حوت

 

اگر بخواهیم طالع شخصی را پیدا کنیم باید نام او و نام مادر او را به ابجد کبیر بدست آورده و با هم جمع کنیم و سپس حاصلجمع را تقسیم بر ۱۲ میکنیم باقیمانده طالع شخص میباشد اگر باقیمانده ۰ بود فقط نام را تقسیم بر ۱۲ میکنیم

 

طبع ها :

طالع حمل و اسد و قوس =  طبع آتشی

طالع ثور و سنبله و جدی =  طبع خاکی

طالع جوزا ومیزان و دلو    =  طبع بادی

طالع سرطان و عقرب و حوت  =  طبع  آبی

۱- طبع آتشی همیشه زود عصبانی میشود و زود خاموش میگردد و کینه در دل نگه نمیدارد و همیشه بدن او حرارت دارد و تشنه است و زود جنگ شروع میکند

۲- طبع خاکی همیشه متواضع و فروتن و ساکت است و با حرمت و احترام به دیگران زندگی میکند

۳- طبع بادی همیشه مغرور و تندخو ست و حرکات خود را پنهان از چشم دیگران انجام میدهد و بسیار زیرک و کینه ای است

۴- طبع آبی همیشه مسرور و شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر میگردد و همیشه از دست و زبان به عذاب می افتد

 

همچنین اگر بخواهیم بدانیم طالع دو نفر جفت است یا خیر نام و نام مادر دختر و پسر را همه با هم جمع کرده و تقسیم بر ۵ میکنیم :

اگر باقیمانده ۱ یا ۳ یا ۵ باشد این دو بهم میرسند و ستاره آنها جفت است و تا آخر با هم زندگی میکنند

اگر باقیمانده تقسیم ۲ یا ۴ باشد این دو نفر به هم نمیرسند و بهم نمیرسند و اگر با هم ازدواج هم کنند از هم جدا میشوند چون ستاره آنها جفت نیست

اگر باقیمانده  ۰ شود به این معنیست که یک طرف از خانواده طرفین با ازدواج مخالف است و در صورتی که وصلت کنند خانواده ها تا آخر با هم قهر خواهند بود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٤

 

ا       ۱ ب     ۲ ج      ۳ د       ۴ ه      ۵ و      ۶ ز       ۷
ح      ۸ ط     ۹ ی    ۱۰ ک    ۲۰ ل     ۳۰ م    ۴۰ ن    ۵۰
س   ۶۰ ع    ۷۰ ف    ۸۰ ص    ۹۰ ق   ۱۰۰ ر   ۲۰۰ ش  ۳۰۰
ت  ۴۰۰ ی  ۵۰۰ خ    ۶۰۰ ذ     ۷۰۰ ض  ۸۰۰ ظ   ۹۰۰ غ  ۱۰۰۰

 

هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه دارای طالعی میباشد

۱- حمل     ۲- ثور     ۳- جوزا    ۴- سرطان    ۵- اسد     ۶- سنبله     ۷- میزان

۸- عقرب    ۹- قوس     ۱۰- جدی     ۱۱- دلو      ۱۲- حوت

 

اگر بخواهیم طالع شخصی را پیدا کنیم باید نام او و نام مادر او را به ابجد کبیر بدست آورده و با هم جمع کنیم و سپس حاصلجمع را تقسیم بر ۱۲ میکنیم باقیمانده طالع شخص میباشد اگر باقیمانده ۰ بود فقط نام را تقسیم بر ۱۲ میکنیم

 

طبع ها :

طالع حمل و اسد و قوس =  طبع آتشی

طالع ثور و سنبله و جدی =  طبع خاکی

طالع جوزا ومیزان و دلو    =  طبع بادی

طالع سرطان و عقرب و حوت  =  طبع  آبی

۱- طبع آتشی همیشه زود عصبانی میشود و زود خاموش میگردد و کینه در دل نگه نمیدارد و همیشه بدن او حرارت دارد و تشنه است و زود جنگ شروع میکند

۲- طبع خاکی همیشه متواضع و فروتن و ساکت است و با حرمت و احترام به دیگران زندگی میکند

۳- طبع بادی همیشه مغرور و تندخو ست و حرکات خود را پنهان از چشم دیگران انجام میدهد و بسیار زیرک و کینه ای است

۴- طبع آبی همیشه مسرور و شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر میگردد و همیشه از دست و زبان به عذاب می افتد

 

همچنین اگر بخواهیم بدانیم طالع دو نفر جفت است یا خیر نام و نام مادر دختر و پسر را همه با هم جمع کرده و تقسیم بر ۵ میکنیم :

اگر باقیمانده ۱ یا ۳ یا ۵ باشد این دو بهم میرسند و ستاره آنها جفت است و تا آخر با هم زندگی میکنند

اگر باقیمانده تقسیم ۲ یا ۴ باشد این دو نفر به هم نمیرسند و بهم نمیرسند و اگر با هم ازدواج هم کنند از هم جدا میشوند چون ستاره آنها جفت نیست

اگر باقیمانده  ۰ شود به این معنیست که یک طرف از خانواده طرفین با ازدواج مخالف است و در صورتی که وصلت کنند خانواده ها تا آخر با هم قهر خواهند بود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٤

پایه و اصول ارتباط حرکات سیارات با سرنوشت انسان‌ها

پایه و اصول ارتباط حرکات سیارات با سرنوشت انسان‌ها

اصول سه گانه اصل موازات

1- جهان یک واحد کاملاً منظم و هارمونیک  است،  که آن را  "واقعیت کل"  می نامیم.

2- این واقعیت کل  را به دو واحد فرعی مثبت و منفی تقسیم می کنیم که در نتیجه، امکان ایجاد واحدهای فرعی  بینهایتی  بوجود خواهد آمد که همه آنها با هم رابطه هارمونیکی دارند. این واحدهای فرعی را "واقعیتهای فرعی"  می نامیم.

3- به دلیل وجود این رابطه هارمونیک ما میتوانیم از نظم و هارمونی هر واقعیت فرعی به عنوان مرجع برای تجزیه و تحلیل  و استنتاج در مورد دیگر واقعیتهای فرعی استفاده کنیم. این اصل  را "رابطه  موازات" می نامیم.

 

بنابر اصل فوق می‌توانیم منظومه شمسی و حرکات سیارات را به‌عنوان یک واحد فرعی و بنابراین یک سیستم مرجع برای تشخیص تغییرات در فعالیت‌های زمینی (واحد فرعی دیگر) استفاده کنیم. استفاده از منظومه شمسی به‌عنوان یک سیستم مرجع، به این دلیل مناسب است که تغییرات این سیستم در حرکات سیارات منعکس می‌شود و برای هر زمانی که مورد نیاز است، قابل محاسبه و پیش‌بینی است. گرچه می‌توانستیم مثلاً تغییرات فعالیت یک موجود زنده را به‌عنوان سیستم مرجع قرار دهیم.

آن چیزی که اصول فوق می‌گویند این است که نظم طبیعت به قدری کامل است و همه پدیده‌ها به‌گونه‌ای با یکدیگر در ارتباطند که از یک پدیده می‌توان به پدیدة دیگر پی برد. پس اینجا ادعا نمی‌شود که سیارات دارای قدرت و نفوذ مرموزی هستند که بر انسان‌ها و هر چیز دیگر اثر می‌گذارند. شاید چنین نفوذی وجود داشته باشد ولی این برای ما اهمیت ندارد، زیرا برای ما فقط  نظم  دارای اهمیت است. بنابر اصول فوق می‌توانیم مثلاً روند رشد یک درخت را به‌عنوان مرجع قرار دهیم و از این طریق به روند زندگی خود یا کسی دیگر پی ببریم و با دقت فوق‌العاده زیاد چیزی پیشگویی کنیم. افرادی هستند که مثلاً از کف دست یا صورت انسان یا ته فنجان قهوه به‌عنوان مرجع استفاده می‌کنند؛ برخی از نشانه‌های طبیعت مانند پرواز پرنده‌ها، صدای حیوانات، باد و ابرها و نور و رنگ‌ها و غیره استفاده می‌کنند. منظور این نیست که پیشگویی این افراد باید حتماً درست باشد، منظور این است که همه این روش‌ها در اصل و تئوری اگر بر اساس علم صحیح باشند می‌توانند درست باشند و ما نباید در قضاوت عجله کنیم و چنین ادعاهایی را به‌عنوان دروغ یا خرافات تلقی کنیم. ولی احتیاط حتماً ضروری است؛ زیرا معلوم نیست که این روش‌ها تا چه حدی بر اساس علم صحیح است.

هر وقت  از عبارت «اثر سیارات» استفاده می‌شود به این معنی نیست که به یک ارتباط «علت و معلول» بین سیارات و انسان‌ها اشاره می‌شود. شاید چنین ارتباط وجود داشته باشد ولی این برای ما مهم نیست؛ زیرا ما فقط با نظم سر و کار داریم، نظمی که بین همه چیزها در عالم وجود دارد. ما طبق اصولی که در فوق آمده است از نظم منظومه شمسی جهت پی بردن به نظم روند زندگی استفاده می‌کنیم. از این‌رو استفاده از عبارت «اثر سیارات» تنها به علت راحتی بیان است و خواننده نباید مفهوم دیگری برداشت کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٤

 

محاسبه سن شما با شکلات 

بسیارشسته ورفته وزیبا

رو راست باشید و بترتیب برویم بطرف پایین

بیشتر از یک دقیقه طول نمیکشه

بترتیب  به پرسشها پاسخ دهید

قبل ازدادن پاسخ ها قول بدهید که پرسشها را از قبل نخوانید

وقت شما هدر نمیره (هم فال و هم تماشا)ء


قبل از هر چیز ، بخاطر بیاورید که در طول یک هفته چند بار شکلات میخورید(بیش از 1بار کمتر از 10 بار)


1.عدد تعداد شکلات در هفته را ضرب در 2 بکنید

2. جمع آنرا بعلاوه 5 کنید

3. جمع را ضربدر 50 بکنید

4.اگر امسال از تولدتان گذشته جمع را به عدد1760اضافه کنی

5.در غیر اینصورت جمع را به1759 اضافه کنید

6. حالا جمع کل که چهار رقمی است از سال تولد میلادی خودتان کسر کنید

شما به یک عدد  سه رقمی رسیده اید

اولین عدد: تعداد شمارش خوردن شکلات شما در هفته است

دو شماره بعدی
  سن شماست

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢